تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 669

مساهمون:

ص٦٦٩
شويد تا بر مو و پوست شما جائى نگذارم و مرا بپائيد اگر به راست رفتم ياريم كنيد و اگر كج شدم راستم كنيد .

607 - جهل ابو بكر به ارث مادربزرگ

از قبيصه پسر ذؤيب آورده‌اند مادربزرگى نزد ابو بكر آمد و از سهم شش پرسيد : فقال لها ابو بكر مالك فى كتاب اللّه شئ و ما علمت فى سنّة رسول اللّه ( صلّى اللّه عليه و آله ) شيئا فارجعى حتّى اسأل النّاس ابو بكر : به او گفت : در قرآن براى تو چيزى نيست و نمىدانم در سنّت پيامبر چيزى هست ، برگرد تا از مردم بپرسم ، پس مغيره بن شعبه گفت : پيامبر يك‌ششم داد و محمّد بن مسلمه انصارى نيز تائيد كرد و ابو بكر آن‌را اجرا كرد . ( موطأ مالك 1 / 335 ، سنن دارمى 2 / 359 ، سنن ابى داود 2 / 17 ، سنن ابن ماجه 3 / 164 ، مسند احمد 4 / 224 ، سنن بيهقى 6 / 234 و . . . ) علّامه امينى گويد : بنگر كه خليفه ناگزير است از كسى چون مغيره بن شعبه ( دروغگو و زناكار ) استفاده علمى برد و در مورد ديگرى كه مادربزرگ پدرى و مادرى سهم ارث خواستند براساس حرف عبد الرّحمان بن سهيل انصارى يك‌ششم مال را بين همه آنها بر خلاف قرآن تقسيم كرد .

608 - تغيير حكم خدا

از ابن عباس و عثمان و ابو سعيد و ابن زبير آورده‌اند قالوا انّ ابا بكر جعل الجدّ ابا ( صحيح بخارى باب ميراث الجدّ ، سنن دارمى 2 / 352 ، احكام القرآن 1 / 94 ، سنن بيهقى 6 / 246 ، تاريخ الخلفاء سيوطى ص 65 ) با اينكه قرآن جدّ را همسان برادر و خواهر مىداند ولى ابو بكر باوجود جد چيزى به برادر نمىداد همانطور كه اگر پدر باشد چيزى به برادر و خواهر نمىرسد و البته در زمان ابو بكر كسى برايش اتفاق نيفتاد و بعد از ابو بكر اول كسىكه ارث بر نوه‌اش شد ، عمر بود كه خواست همينگونه عمل كند ولى اصحاب پيامبر به او گفتند نمىتوانى و او برگشت يعنى اول كسىكه از راه ابو بكر در اين امر برگشت جانشين خود ابو بكر بود .