تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 670

مساهمون:

ص٦٧٠

609 - نظر ابو بكر دربارهء ولايت مفضول

حلبى در سيره‌اش ( 3 / 386 ) آورده : انّ ابا بكر كان يرى جواز تولية المفضول على من هو افضل منه و هو الحقّ عند اهل السنّة لانّه قد يكون اقدر من الافضل على القيام بمصالح الدّين و اعرف بتدبير الامر و ما فيه انتظام حال الرّعية : همانا ابو بكر جائز مىدانست ولايت مفضول بر كسىكه از او برتر و فاضل است حكومت كند و نزد اهل سنّت درست است زيرا گاهى مفضول قدرت بيشترى از فاضل در قيام به مصلحت دين و آگاهتر به نظام دادن حال مردم است . علّامه امينى مىنويسد : از نظر ما بايد جانشين براى پيامبر قبل از رحلت ايشان مشخص شده باشد ( كه در غدير خم شد ) چگونه اهل سنّت از ابو بكر و عمر و معاويه مىپذيرند كه جانشين خود را قبل از مرگ معلوم كنند ولى از پيامبر نمىپذيرند ؟ و اين جانشينى را بايد خدا معلوم كند كه آگاه‌تر از هركس به احوال افراد است و به عهده مردم نمىتوان نهاد ، زيرا بايد معصوم از خطا و گناه باشد ، سپس علّامه امينى آيات قرآن را در اين زمينه مىآورد و مىرود سراغ نظرات علماء اهل سنّت كه در نكتهء بعد ملاحظه مىكنيد .

610 - گفتار علماء اهل سنّت دربارهء شرايط جانشينى پيامبر

1 - باقلانى در تمهيد صفحه 185 گويد : امام را براى سازمان دادن سپاهيان و پاسدارى از مرزها و گرفتن حق ستم‌شدگان و تقسيم درآمدها ميان مسلمانان و واداشتن مردم به حج و رفتن به جنگ با دشمنان مىخواهيم و اگر كج رفت مردم او را به راست خواهند آورد و هيچگاه از سمت خود بر كنار نمىشود ولو تبهكار شود و مال مردم را بربايد و احاديثى آورده از جمله پيامبر به حذيفه فرمود : يكون بعدى ائمة لا يهتدون بعدى و لا يستنّون بسنّتى و سيقوم فيهم رجال قلوبهم قلوب الشّياطين و جثمان أنس قلت كيف اصنع يا رسول اللّه ( صلّى اللّه عليه و آله ) ان ادركت ذلك ؟ قال تسمع و تطيع للأمير و ان ضرب ظهرك و أخذ مالك فاسمع و اطع ( صحيح مسلم 2 / 119 ، سنن بيهقى 8 / 157 ) : بعد از من پيشوايانى مىآيند كه به هدايت من راه نمىيابند و به سنّت من عمل نمىكنند و به زودى مردانى ميانشان مىايستند كه قلبهاى آنها قلبهاى شياطين در بدنهاى انسانهاست . گفتم :