تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 640

مساهمون:

ص٦٤٠
فتركهم ( عمده القارى 7 / 143 ) و دستور داد به گروهى در مدينه كه اسامى فرزندانشان را كه محمّد گذاشته بودند تغيير دهند تا گروهى از اصحاب پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) به او گفتند : خود پيامبر اجازه داده پس آنها را رها كرد . 3 - سمع عمر رجلا ينادى رجلا يا ذا القرنين قال افرغتم من اسماء الانبياء فارتفعتم الى اسماء الملائكة ( حيوه الحيوان 2 / 21 ، فتح البارى 6 / 295 ) : عمر شنيد مردى به ديگرى گفت : اى ذى القرنين عمر گفت : از نامهاى پيامبران خلاص شديد اسامى ملائكه را بلند ياد مىكنيد ؟ علّامه امينى در ادامه به بحث كافى در اين‌باره پرداخته كه خلاصه آن به شرح زير است : 1 - پيامبر خودش پنج نفر را به نام محمّد ناميد مانند محمّد بن ثابت ( استيعاب 4 / 314 ) 2 - رواياتى را از منابع اهل سنّت آورده كه پيامبر سفارش نموده يا تأئيد نموده نام محمّد را براى فرزندان بگذاريد مانند : 1 - اذا سمّيتم الولد محمّدا فاكرموه و اوسعوا له فى المجلس و لا تقبحوا له وجها ( طب 3 / 291 ) : وقتى فرزند را محمّد ناميديد او را گرامى داشته و در مجلس برايش جا باز كنيد و به او روى ترش نكنيد . 3 - انّ اللّه ليوقف العبد بين يديه يوم القيامة اسمه احمد او محمّد فيقول اللّه تعالى له عبدى اما استحيتنى و انت تعصينى و اسمك اسم حبيبى محمّد فينكس العبد رأسه حياء و يقول الّلهم انّى قد فعلت فيقول اللّه عزّ و جلّ يا جبرئيل خذ بيد عبدى و ادخله الجنّة فانّى استحيى ان اعذب بالنّار من اسمه اسم حبيبى ( مدخل ابن حاج 1 / 129 ) : همانا خدا بنده را نگه مىدارد روز قيامت برابر خود كه نام او احمد يا محمّد است و به او مى فرمايد : بندهء من حيا نكردى كه مرا نافرمانى كردى در حالى كه نام تو نام حبيب من بود پس بنده از خجالت سرش را به زير انداخته گويد : خدايا همانا من انجام دادم پس خداوند فرمايد : اى جبرئيل دست بنده‌ام را بگير و وارد بهشت نما بدرستىكه من حيا مىكنم عذاب كنم به آتش كسى كه نامش نام حبيب من است . 3 - رواياتى را آورده كه پيامبر تشويق نمود اسم پيامبران را بر فرزندانتان بگذاريد از جمله : قال ( صلّى اللّه عليه و آله ) ما من اهل بيت فيه اسم نبىّ الّا بعث اللّه تبارك و تعالى اليهم ملكا يقدّسهم با لغداة و العشىّ : ( مدخل ابن حاج 1 / 128 ) هيچ خانواده‌اى نيست كه نام پيامبرى در آن باشد مگر خداوند