مختصر جامع البيان العلم 33 ) بهدرستى كه من مىخواستم سنّت را بنويسم متذكّر شدم قوميكه قبل از شما كتابى نوشتند و بر آن افتادند و كتاب خدا را ترك كردند و من به خدا قسم چيزى را با كتاب خدا مخلوط نمىكنم .
علّامه امينى : اين مخالفت با سنّت ثابته پيامبر است .
574 - نظر عمر دربارهء كتابها
مردى مسلمان نزد عمر آمد و گفت : ما وقتى مدائن را فتح كرديم در آن كتابهائى بدست آورديم حاوى علوم عجم و شگفتانگيز بود فدعا بالدرّة فجعل يضربه بها ثمّ قرأ
نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ
و يقول و يلك اقصص من كتاب اللّه ؟ عمر شلاق خود را خواست و شروع به زدن آن مرد نمود و . . . گفت : واى به حال تو آيا حكايتى بهتر از قرآن هست ؟ علّامه امينى با ذكر چند نمونه ديگر در اينباره از جمله آنچه در تاريخ مختصر الدول ابى الفرج متوفاى 648 در صفحه 180 آمده كه عمرو عاص به عمر نوشت با كتابهائى كه در خزينه دولتى مانده چه كنيم و عمر نوشت : امّا الكتب الّتى ذكرتها فان كان فيها ما يوافق كتاب اللّه ففى كتاب اللّه عنه غنى و ان كان فيها ما يخالف كتاب اللّه تعالى ؟ فلا حاجة اليها فتقدّم باعدامها : اما كتابهائى كه ياد كردى اگر در آن چيزى هست موافق قرآن آنچه در قرآن هست بىنياز است و اگر خلاف قرآن در آن است حاجتى به آن نيست آنها را نابود كن .
علّامه امينى ضمن يادآورى اينكه اين كتب بهدستور پادشاه ( فيلادلفوس ) علم دوست مصر از سراسر جهان جمعآورى شده و بيش از 50 هزار بوده است تا مرگ وى همچنان جمعآورى مىشده است و كتابهاى فلسفى و نجوم و طب و . . . بوده و بنيانگذار كتابخانه فوق بطلميوس بوده است مىنويسد : مگر منافاتى دارد از قرآن استفاده كنى و از علوم بشرى هم بهرهمند شوى و طبق نقل صاحب كشف الظنون ( 1 / 446 ) و تاريخ ابن خلدون ( 1 / 32 ) همين دستور را عمر براى كتابخانههاى ايران صادر كرد و به سعد ابن وقاص گفت آنها را به آب بريزد .