تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 642

مساهمون:

ص٦٤٢
و ) عمر ، صهيب را كه كنيه ابو عيسى داشت مؤاخذه كرد چون فرزندى نداشت در حالى كه پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) براى ابن مسعود قبل از پيدايش فرزند كنيه ابو عبد الرّحمان و براى محمّد بن طلحه كه شيرخوار بود كنيه ابو القاسم و براى برادرانش كه هنوز بالغ نشده بودند كنيه ابو عمير و براى خود أنس كنيه ابو حمزه را بدون اينكه فرزندى به نام حمزه داشته باشد مشخص كرد و حتى براى همسرانش كه فقط يكى فرزند داشت كنيه معلوم كرد ( صحيح بخارى ، صحيح المسلم ، سنن بيهقى 9 / 310 ، مصابيح السنه 2 / 149 و . . . )

577 - عمر فرزندش را بعد از حد خوردن حد مىزند .

عبد اللّه بن عمر گويد : برادرم عبد الرّحمن شراب خورد و ما در مصر بوديم من سر او را تراشيدم و عمرو عاص فرماندار مصر بود به او حدّ شراب زد . اين خبر به گوش عمر رسيد فكتب الى عمرو عاص ان ابعث الىّ عبد الرّحمن بن عمر على قتب ففعل ذلك عمرو العاص فلمّا قدم عبد الرّحمن على عمر جلده و عاقبه من اجل مكانه منه ثمّ ارسله فلبث اشهرا صحيحا ثم اصابه قدره فيحسب عامّة النّاس انّه مات من جلد عمر و لم يمت من جلده : عمر نوشت به عمرو عاص او را بر شتر بدون پلاس سوار كن و بفرست نزد من ، عمرو عاص نيز چنين كرد پس وقتى عبد الرّحمن بر عمر وارد شد او را شلاق زد و شكنجه نمود از اين جهت كه پسر خليفه بود و او را فرستاد . چند ماهى سالم زندگى كرد و سپس اجلش رسيد و مرد و مردم فكر كردند به‌خاطر شلاق عمر مرده است و حال‌آنكه به‌خاطر شلاق نمرد . علّامه امينى نقلهاى ديگرى آورده كه او بخاطر شلاق عمر مرد ( سنن كبرى بيهقى 8 / 312 ، عقد الفريد 3 / 470 ، تاريخ خطيب بغدادى 5 / 445 ، سيره عمر ابن جوزى 170 ، رياض النضره 2 / 32 ، ارشاد السارى قسطلانى 2 / 32 ) سپس اين كار عمر را اجتهاد مقابل نص دانسته و رواياتى آورده وقتى بر كسى حد جارى شد آمرزيده مىشود كه چند نمونه آن به شرح زير است : 1 - عن خزيمه بن ثابت مرفوعا : من اقيم عليه حدّ غفر له ذلك الذّنب ( مسند احمد 5 / 214 ، سنن دارمى 2 / 112 ) ! هركس بر او حدّ جارى شود از آن گناه پاك مىشود . 2 - عن عبد اللّه بن معقل انّ عليّا ( عليه السّلام ) ضرب رجلا حدّا فزاده الجلّاد سوطين فأقاده منه علىّ