پيامبر را خوشبو كردم براى محل شدن او قبل از آنكه طواف كند . سالم گويد : فسنّهء رسول اللّه احقّ ان نتبع پس سنّت پيامبر سزاوارتر است پيروى كنيم تا نظر عمر ( موطامالك 1 / 285 ، صحيح ترمذى 1 / 173 ، سنن بيهقى 5 / 204 ، جامع بيان العلم 2 / 197 ، اجابه زركشى ص 88 )
557 - عمر و شرب خمر - پيامبر عمر را مىزند .
زمخشرى در ربيع الابرار باب لهوولعب و شهاب الدّين در المستطرف ( 2 / 219 ) آوردهاند خداوند سه آيه دربارهء شراب نازل كرد
يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِما إِثْمٌ كَبِيرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ
( بقره 219 ) پس عدّهاى از مسلمانان ترك كردند و عدّهاى به شرب خمر ادامه دادند تا اينكه مردى مست ( در نماز هذيان گفت ) خداوند آيه نازل فرمود :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ
( نساء 43 )
پس بعضى ترك كردند و بعضى ادامه دادند . حتّى شربها عمر فأخذ بلحى بعير و شبّح به رأس عبد الرّحمان بن عوف ثمّ قعد ينوح على قتلى بدر بشعر الاسود بن يعفر يقول تا اينكه عمر شراب نوشيد و استخوان فك شترى را بر سر عبد الرّحمان بن عوف زد و شكست . پس نشست و براى كشتههاى بدر با اشعار اسود بن يعفر نوحهسرايى كرد كه از جمله آن اشعار زير بود كه :
ايو عدنى ابن كبشه ان سنحيى * و كيف حياة اصداء و هام ؟
ايعجز ان يردّ الموت عنّى * و ينشرنى اذا بليت عظامى
الا من مبلغ الرّحمان عنّى * بانّى تارك شهر الصّيام
فقل لله يمنعنى شرابى * و قل اللّه يمنعنى طعامى
آيا مرا وعده مىدهد پسربزرگ عرب كه ما به زودى زنده مىشويم و چگونه است زندگى پوسيدهها و كرمها ؟
آيا عاجز است از اينكه مرگ مرا برگرداند ؟ و مرا زنده مىكند وقتى استخوانهايم پوسيده است ؟
آيا كسى نيست كه به خدا برساند از من كه من البته تارك ماه روزه هستم .
بگو به خدا بازدارد نوشيدنى مرا و بازدارد غذاى مرا .