تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 614

مساهمون:

ص٦١٤
2 - عن سالم قال انّى لجالس مع عبد اللّه بن عمر فى المسجد اذ جاءه رجل من اهل الشّام فسأله عن التّمتع بالعمرة الى الحجّ فقال ابن عمر حسن جميل قال فانّ اباك كان ينهى عنها فقال و يلك فان كان أبى نهى عنها و قد فعله رسول اللّه ( صلّى اللّه عليه و آله ) و أمر به افبقول ابى آخذ ام بامر رسول اللّه ( صلّى اللّه عليه و آله ) ؟ قم عنّى ( تفسير قرطبى 2 / 365 ، نقلا عن دار قطنى ) از سالم روايت شده كه من با پسر عمر در مسجد نشسته بودم مردى از شام آمد و از تمتع عمره به حج پرسيد پسر عمر گفت : خوب است . گفت : پدرت از آن نهى مىكرد . گفت : واى بر تو اگر پدرم نهى مىكرد پيامبر عمل كرد و به آن دستور داد آيا به‌گفته پدرم عمل كنم يا فرمان پيامبر ؟ بلند شو برو . ملاحظه : متعه حج يعنى بعد از عمره محل شده و از آميزش همسر بهرمند گردد و اين سنّت پيامبر بود كه عمر آن‌را نهى كرد بدون دليل .

547 - عمر و ازدواج موقت

ازدواج موقت كه همان متعه النّساء باشد در سورهء نساء آيه 24 آمده است
فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً
و در زمان پيامبر و بعد از آن تا نصف خلافت عمر مرسوم بود كه عمر مردم را از آن نهى نمود علّامه امينى 15 روايت از منابع اهل تسنن مىآورد كه عمر خلاف آيه قرآن و سنّت پيامبر مردم را از آن نهى نمود كه چند نمونه آن به شرح زير است : 1 - عن جابر بن عبد اللّه قال كنّا نستمتع بالقبضة من التّمر و الدقيق الّايام على عهد رسول اللّه ( صلّى اللّه عليه و آله ) و ابى بكر حتّى نهى عنه عمر ( صحيح مسلم 1 / 315 ، جامع الاصول ابن اثير ، تيسير الوصول 4 / 262 ، زاد المعاد ابن قيّم 1 / 466 ، فتح البارى ابن حجر 9 / 149 ، كنز العمال 8 / 294 ) از جابر روايت شده ، گفت : ما با يك مشت خرما و آرد در عهد پيامبر و ابو بكر متعه مىكرديم پس از آن عمر آن‌را نهى كرد . 2 - عن الحكم قال علىّ ( عليه السّلام ) لو لا انّ عمر نهى عن المتعة ما زنى الّا شقىّ ( تفاسير طبرى 5 / 9 ، ثعلبى 35 / 200 ، ابن حيان 3 / 218 ، الدر المنثور 2 / 160 ) حضرت على ( عليه السّلام ) فرمود : اگر عمر از متعه نهى نكرده بود جز فرد بدبخت زنا نمىكرد .
خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 614 | رضا معراجي