1 - عمر علّت تحريم متعه در حج را اين مىداند كه مردم بهسوى حج مىآيند در حالى كه از سرهايشان آب غسل مىچكد ( مسند احمد 15 / 49 ) در حالى كه پيامبر از اين امر آگاه بود و آن را هميشگى اعلام كرد عن سراقه قال قام رسول اللّه ( صلّى اللّه عليه و آله ) خطيبا قال الا انّ العمرة قد دخلت فى الحجّ الى يوم القيامة ( مسند احمد 1 / 175 ، سنن ابن ماجه 2 / 229 ، سنن بيهقى 4 / 552 ) و ( حديث ابو داود در سنن 1 / 283 كه پيامبر در هنگام مرگ از آن نهى كرد را زرقانى در شرح الموطأ 2 / 180 و عينى در عمده 4 / 562 ضعيف السند دانستهاند . )
2 - عمر علّت تحريم ازدواج موقت را حتى يعرف النّكاح من السّفاح يعنى ازدواج از زنا شناخته شود دانسته است در حالى كه اولا متعه خودش ازدواج و نكاح است و حدودى از قبيل : 1 - اجرت 2 - مدّت 3 - عقد كه مشتمل بر ايجاب و قبول است . 4 - جدائى با تمام شدن مدت يا بخشش مدت 5 - عدّه كه در كنيز و آزاد و حامله و غير آن فرق مىكند . 6 - ارث نبردن دارد و از اينجا سخن سخيف صاحب الوشيعه كه گفته : انّها من الانكحة الجاهلية التاريخيّة و لم تكن باذن من الشّارع متعه از ازدواجهاى تاريخ جاهليت است كه اذنى از شارع دربارهء آن نرسيده است معلوم مىشود و آيه قرآن
فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ *
كه بر نكاح متعه دلالت دارد . علّامه امينى قول 19 مفسّر بزرگ اهل سنّت را آورده است كه آنرا مربوط به نكاح متعه دانستهاند و معتقدند بعدا بوسيله آيه
الَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ إِلَّا عَلى أَزْواجِهِمْ
( مؤمنون 5 ) نسخ شده يا پيامبر تحريم كرده و همچنين علّامه امينى اقوال 15 نفر از علماء اهل سنّت را آورده كه بهجز نحاسى همگى مى گويند در زمانى مباح بوده بعدا تحريم شده كه همگى اينها پاسخ كوبندهاى به صاحب الوشيعه است .
550 - نظر عمر دربارهء كسى كه بگويد من مؤمن هستم
عن قتاده قال عمر بن الخطاب من قال انّى عالم فهو جاهل و من قال انّى مؤمن فهو كافر ( كنز العمال 1 / 103 ) از قتاده نقل شده عمر گفت : هركس بگويد من عالم هستم جاهل است و هركس