اى كه فرياد زد يا ايّها النّمل ادخلو مساكنكم . . . نر بوده يا ماده گفت : اى زن سوال ديگرى نداشتى مگر من آنزمان بودم و اگر بودم مگر مىتوانستم نر و ماده آنها را بفهمم ؟ زن گفت : اگر با قرآن آشنا بودى مىفهميدى آن مورچه ماده بوده . گفت : كجاى قرآن است ؟
گفت : آيه 19 سوره نمل كه فرمود :
قالَتْ نَمْلَةٌ
مردم خنديدند و به زن درود گفته شيخ ناراحت شد و گفت : با اجازه شوهرت در اين مجلس آمدى ؟ اگر به اجازه شوهرت آمدى خدا شوهرت را لعنت كند و اگر بىاجازه آمدى خدا خودت را لعنت كند . زن گفت : عايشه با اجازه شوهرش به جنگ امام زمانش رفت يا بدون اجازه پيامبر ؟ شيخ نتوانست جواب دهد از منبر پائين آمد و رفت و از غصه رسوائى بيمار شد .
6 - شافعى هم در مكه گفت : سلونى عمّا شئتم گفتند : چه مىگويى در محرمى كه زنبورى را بكشد گفت :
وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ
( حشر 8 ) ( طبقات حفاظ ذهبى 2 / 288 )
545 - حافظه عمر در حفظ قرآن :
اخرج الخطيب فى رواهء مالك و بيهقى فى شعب الايمان و قرطبى فى تفسيره باسناد صحيح عن عبد اللّه بن عمر قال تعلّم عمر سورة البقرة فى اثنتى عشرة سنة فلمّا ختمها نحر جزورا ( تفسير قرطبى 1 / 34 ، ابن جوزى در سيره عمر ص 165 ، شرح ابن ابى الحديد 3 / 111 ، الدر المنثور 1 / 21 ) عبد اللّه بن عمر گفت عمر سوره بقره را در 12 سال آموخت و وقتى تمام كرد يك شتر نحر كرد .
علّامه امينى مطالبى در اينجا دارد كه خلاصهء آن اين است :
1 - اين مطلب مىرساند يا عمر اهتمامى به آموختن نداشته يا حافظهء او ضعيف بوده و قرائنى هست كه احتمال دوم را تائيد مىكند مثل اينكه پيامبر به او فرمود : گمان مىكنم تو بميرى قبل از آنكه اينرا ( سهم جد در ارث ) بياموزى ( مجمع الزوائد 4 / 227 ، سنن بيهقى 6 / 247 ) همچنين خود اهل سنّت گفتهاند : عمر اعلم و افقه از عثمان بود و ليكن حفظ قرآن براى او مشكل بود ( عمده القارى 2 / 732 )