دختر پيامبر لازم بود كه اولى هستند نه عايشه كه يكنهم از يك هشتم كه يكوجب از اطاق مىشود را به ارث مىبرد .
543 - عمر خودش را جاهل در دين معرفى كرد .
عن على بن رباح قال انّ عمر خطب النّاس فقال من اراد ان يسأل عن القرآن فليأت ابىّ بن كعب و من اراد ان يسأل عن الحلال و الحرام فليأت معاذ بن جبل و من اراد ان يسئل عن الفرائض فليأت زيد بن ثابت و من اراد ان يسأل عن المال فليأتنى فانّى له خازن ( مستدرك حاكم 3 / 271 ، العقد الفريد 2 / 132 ، سنن بيهقى 6 / 210 ، مجمع الزوائد 1 / 135 ، كتاب الاموال ابى عبيد 223 ) از على بن رباح نقل شده عمر براى مردم سخنرانى كرد و گفت : هركس سوالات قرآنى دارد نزد ابن كعب رود هركس سوالات حلال و حرام دارد نزد معاذ بن جبل رود و هركس مىخواهد از واجبات بپرسد نزد زيد بن ثابت رود و هركس از اموال سوال دارد نزد من آيد زيرا من خزينهدار و نگهدار اموالم .
ملاحظه : علّامه امينى با بررسى حديث مذكور از كتب اهل تسنن كه همگى بر وثوق رجال حديث اذعان دارند و حديث را صحيح دانستهاند مىنويسد : بنگريد چگونه خود را عارى از علوم قرآنى و حلال و حرام و واجبات دانسته و در حدّ يك انباردار اموال معرفى كرده است و مقايسه كنيد با حضرت على ( عليه السّلام ) كه فرمود : سلونى قبل ان تفقدونى .
544 - چه كسانى سلونى قبل ان تفقدونى گفتند ؟
علّامه امينى در ادامه نكته قبل از دهها كتاب اهل سنّت فرمايش حضرت على ( عليه السّلام ) كه به مردم مىفرمود : بپرسيد از من قبل از آنكه مرا نيابيد را به صورتهاى گوناگون آورده است كه از جمله آنها :
1 - فرمود : سلونى و اللّه لا تسألونى عن شىء يكون الى يوم القيامة الّا اخبرتكم و سلونى عن كتاب اللّه فو اللّه ما من آيّة الّا و انّا اعلم ابليل نزلت ام بنهار فى سهل ام فى جبل ( ابو عمر در العلم 1 / 114 ، طبرى در رياض النضره 25 / 198 ، سيوطى در تاريخ الخلفاء ص 124 و در اتقان 2 / 219 ، تهذيب التهذيب 7 / 238 ، فتح البارى 8 / 485 ، عمده القارى 9 / 167 ، مفتاح السعاده 1 / 400 ) سوال كنيد از من و به خدا قسم از چيزى تا قيامت سوال نمى