اين نفس مال همه آنهاست چون بعضى بخشيدند نفس را زنده كرد پس نمىتواند حقش را بگيرد مگر آنكه غير اوست بگيرد . عمر گفت : نظرت چيست ؟ ابن مسعود گفت : ديه قرار دهى بر او در مالش و بردارى حصهايكه بخشيده ، عمر گفت : من نيز همين نظر را دارم .
ملاحظه : علّامه امينى اضافه مىكند اگر نظر اول درست بود چرا از آن عدول كرد ؟
519 - نظر عمر در انگشتان
عن سعيد بن المسيّب انّ عمر بن الخطاب قضى فى الاصابع فى الابهام بثلاثة عشر و فى الّتى تليها باثنى عشر و فى الوسطى بعشرة و فى الّتى تليها بتسع و فيالخنصر بست و عن ابن غطفان ان ابن عباس كان يقول فى الاصابع عشر عشر فأرسل مروان اليه فقال أتفتى فى الاصابع عشر عشر و قد بلغك عن عمر فى الاصابع ؟ فقال ابن عباس قول رسول اللّه ( صلّى اللّه عليه و آله ) احقّ ان يتبّع من قول عمر ( كتاب امام شافعى 1 / 58 ، سنن بيهقى 8 / 93 )
از سعيد بن مسيّب نقل شده عمر قضاوت كرد در انگشت ابهام 13 دينار و در انگشت پهلوى او 12 دينار و در انگشت ميانه 10 دينار و در انگشت كنار ميانه 9 دينار و در انگشت كوچك 6 دينار و از ابى غطفان نقل شده ابن عباس در انگشتان فتوا به ده ده مىداد مروان او را خواست و گفت : ده ده فتوا مىدهى ؟ با اينكه قضاوت عمر به تو رسيده دربارهء انگشتها . ابن عباس گفت :
قول پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) سزاوارتر است پيروى شود تا قول عمر .
ملاحظه : علّامه امينى گويد : در صحاح و مسانيد اهل سنّت ثابت شده پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) دربارهء انگشتان ده ده فرمود ، آيا عمر مىدانست و مخالفت مىكرد ؟ يا نمىدانست ؟ اگر نمىدانست اين مصيبتى است كه خليفه جاهل باشد و اگر مىدانست و عمل نمىكرد پس مصيبت بزرگتر است .
520 - رأى عمر در ديهء جنين
عن المسور بن مخرمه قال استشار عمر بن الخطاب النّاس فى اسلاص المرأة فقال المغيرة بن شعبة سمعت رسول اللّه ( صلّى اللّه عليه و آله ) قضى فيه بغرّة عبد او امة فقال ائتنى به من يشهد معك فشهد محمّد بن مسلمه