مردم بعد از وفات پيامبر مىآمدند زير درخت شجرهء رضوان نماز مىخواندند عمر گفت : شما را مىبينم كه به پرستش بت عزّى برگشتهايد از امروز هركس نزد اين درخت آيد او را مى كشم همانگونه كه مرتد كشته مىشود و دستور داد درخت را قطع كردند .
525 - عمر و آثار پيامبران
معرور مىگويد : با عمر بوديم در حجّى كه نمود نماز صبح را خواند وقتى تمام شد ديد مردم مبادرت بهسوى مسجد مىكنند فقال ما هذا ؟ قالوا هذا مسجد صلّى فيه النّبى ( صلّى اللّه عليه و آله ) فقال هكذا هلك اهل الكتاب قبلكم اتّخذوا آثار انبيائهم بيعا من عرضت له صلّوة فليصلّى و من لم تعرض له صلّوة فليمض ( سيرهء عمر ابن جوزى ص 107 ، شرح ابن ابى الحديد 3 / 123 ، فتح البارى 1 / 65 )
عمر پرسيد : اين چيست ؟ گفتند : مسجديست كه پيامبر در آن نماز خوانده است . عمر گفت :
اهل كتاب همينطور قبل از شما هلاك شدند چون آثار پيامبرانشان را عبادتگاه گرفتند هر كس نمازى برايش هست بخواند و هركس نمازى ندارد عبور كند .
ملاحظه : علّامه امينى گويد : 1 - كجا مردمى بهخاطر بزرگداشت آثار پيامبرانشان هلاك شدند ؟ 2 - كدام مسجد نماز در آن مقرّبتر از مسجدى است كه پيامبر در آن نماز خوانده است يا راه رفته باشد يا مثل زير درخت رضوان كه مومنان به مقام رضوان رسيدند ؟ 3 - گناه درخت چيست كه ريشهاش را درآوردند ؟ 4 - آيا اينها اهانت به شخص پيامبر نيست كه آنجا نشسته و آن مكان را مشرف نموده است ؟ مگر صحابه از جمله پسر خودش عبد اللّه بن عمر هرجا پيامبر نماز خوانده بود مقيد به نماز خواندن نبود ؟
526 - عجز عمر از پاسخ گفتن به سؤالات علماء يهود
در زمانىكه عمر خليفه بود چند نفر از علماء يهود نزد او آمدند گفتند تو بهجاى حضرت محمّد ( صلّى اللّه عليه و آله ) هستى ، سوالاتى داريم اگر جواب دهى ما مىفهميم اسلام حق است و محمّد پيامبر خداست و اگر جواب ندهى مىفهميم اسلام باطل است . عمر گفت :