مسلم 5 / 202 آمده ) كسى نمىگويد كه اين فرشته با خدا در اين صفت شريك است يا گرفتن جان انسانها توسط ملك الموت گفته نمىشود كه ملك الموت در ميراندن شريك خداوند است و ساير موارد كه همه آنها خداوند است كه قدرت علم و تصويربردارى و قبض روح و . . . را مىدهد و كسى با او شريك نمىشود كه مستلزم شرك باشد كه قميصى تصور كرده است .
4 - بايد از قميصى سوال كرد چگونه اين شركى كه در مورد علم امامان شيعه پنداشته در مورد روايت اهل سنّت در مورد روايات زير پنهان مانده است ؟
الف ) درباره حذيفه بن اليمان نقل كردهاند رسول خدا علم ما كان تا روز قيامت را به او آموخته است ( صحيح مسلم در كتاب الفتن ، مسند احمد 5 / 386 ، تاريخ ابن عساكر 4 / 96 ، تيسير الوصول 4 / 241 ، خلاصه التهذيب ص 63 ، الاصابه 1 / 218 ، التقريب ص 82 )
ب ) از ابن الشهاب نقل كردهاند ابو بكر و حارث بن كلده از حريرهاى كه براى ابو بكر آورده بودند مىخوردند حارث به ابو بكر گفت : اى خليفهء خدا دست از اين غذا بردار و در آن سمّ يك ساله است من و تو در يك روز مىميريم او هم دست برداشت ، آنها همواره عليل بودند تا در يك روز مردند . ( مستدرك الصحيحين 3 / 64 ، صفوه الصفوه 1 / 10 البدايه و النهايه 1 / 180 )
ج ) در كتاب رياض ( 2 / 75 ) از كعب الاحبار نقل كرده به عمر گفت : اى امير المومنين وصيتت را بكن زيرا تا سه روز ديگر خواهى مرد ، وقتى سه روز گذشت ابو لؤلؤ به او خنجر زد و كعب بر او وارد شد . عمر گفت : حرف همان است كه كعب گفته است . علّامه امينى پس از نقل روايات ديگر ، بعضى خرافات ديگر را نيز از كتابهاى اهل تسنن نقل مىكند كه قميصى در برابر آنها سكوت كرده ، از جمله ابن عماد در شذرات الذهب ( 8 / 178 ) در شرح مولابخشى رومى حنفى متوفى 931 آورده كه مىگفت : لوح محفوظ را ديدم كه چنينوچنان در آن نوشته بود و هرگز خلاف آن درنيامد . و يافعى در مرآت الجنان ( 3 / 471 ) مىگويد : شيخ جاكير متوفى 590 مىگفت : با كسى عهد نبستم مگر آنكه اسمش را در لوح محفوظ جزء مريدانم يافته بودم .
خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 487
مساهمون: رضا معراجي
ص٤٨٧