« عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ
( جن 26 ) »
خدا عالم به غيب است و كسى را بر غيبش آگاه نمىكند مگر پيامبرى كه پسنديده است .
ولى بايد دانست هيچكس بر خدا احاطهء علمى ندارد .
« وَ لا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِما شاءَ »
( بقره 256 )
410 - فرق علوم غيبى كه خدا مىداند و پيامبران و . . .
همانطور كه معلوم شد طبق آيات قرآن تمام انبياء و اولياء و مؤمنان با بهره مخصوصى داراى علم غيب هستند ولى دانش آنها در هرمرحلهاى كه باشد از لحاظ كميت و كيفيت محدود و عرضى است نه ذاتى ، مسبوق به عدم است نه ازلى و براى آن ابتداء و انتها است نه سرمدى و از خدا گرفته شده
وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ
( انعام 59 ) و پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) و وارث علم او ، حضرت على ( عليه السّلام ) در عملكردن طبق علم غيبشان در موارد بلاها و حوادث و اعلام آن به مردم نيازمند فرمان خدا هستند روى همين حساب پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) به مردم مىفرمود : براى قضاوت كه پيش من مىآييد بعضى گوياتر مىگوييد و من طبق آنچه مىشنوم قضاوت مىكنم و خود پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) دربارهء چيزى كه خريده بود و مورد انكار قرار گرفت احتياج به بيّنه پيدا كرد و فرمود : چهكسى برايم شهادت مىدهد كه خزيمه بن ثابت برايش شهادت داد و شهادتش جاى دو شاهد را گرفت .
411 - شبههء قميصى درباره علم امامان شيعه و پاسخ آن :
باتوجه به نكات گذشته به گفتار قميصى كه علّامه امينى از كتاب الصراع نقل كرده و پاسخ آن توجه كنيد . وى مىنويسد : « امامان طبق عقيده شيعه همهچيز را مىدانند و هرگاه بخواهند چيزى را بدانند خداوند به آنها ياد مىدهد ، آنها مىدانند چه وقت خواهند مرد ، علم ما كان و ما يكون دارند و چيزى بر آنها پوشيده نيست امامان با خدا در علم غيب شريكند در صورتىكه همه مىدانند كه پيامبران در اين صفت با خدا شريك نمىباشند و جز خدا كسى علم غيب