بودهاند هيچ اختلافى بين شيعه و سنى وجود ندارد . البته شيعه عمر را محدّث نمىداند بخاطر سيرهء خاصّ او دربارهء علم ( در بخش شانزدهم به تفصيل خواهد آمد ) ولى ببين چگونه دروغگوى حجاز عبد اللّه قميصى در كتاب الصراع بين الاسلام و الوثنيه به شيعه مىتازد سپس گفتارهاى وى را نقل مىكند كه قسمتى از آن به شرح زير است :
« امامان اهل بيت به نظر شيعه انبياء هستند و به آنان وحى مىشود و فرشتگان براى آنان وحى مىآورند » آيا شيعه هم با قبول اصل محدّث مىتواند بگويد طبق نظر اهل سنّت عمر و ديگران پيامبرند ؟ ولى شيعه هيچگاه دروغ و تهمت نمىزند . آيا احاديث شيعه مبنى بر ختم نبوت در كتاب كافى مقابل چشمان او نيست ؟
فصل چهارم علم امامان شيعه به غيب
409 - حقيقت علم غيب
علم غيب يعنى آگاهى بر چيزهائى كه بيرون از ديد و حواس ظاهر ما قرار دارند ، خواه مربوط به حوادث كنونى و يا آينده باشد و اين براى تمام افراد مقدور است . چه دانائى او از طريق خرد باشد مثل ايمان به خدا و فرشتگان و پيامبران و قيامت و بهشت و دوزخ و نفخ صور و ساير چيزهايى كه مؤمن تصديق مىكند جزء علوم غيبى است و در قرآن هم از آن تعبير به علم غيب شده است . مانند
« الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ
( سوره بقره 3 ) ،
الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ
( انبياء 49 ) ، « جنات عدن وعد الله عباده بالغيب » ( مريم 61 ) » و ساير آيات ولى منصب نبوّت اقتضا مىكند كه پيامبران از مؤمنان گستردهتر به علم غيب دسترسى داشته باشند . لذا در قرآن بعد از داستان نوح آمده
« تِلْكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيها إِلَيْكَ »
( هود 49 ) همچنين آيات 120 سوره هود ، 44 آل عمران ، 102 يوسف و اين مرحله مخصوص پيامبران است نه ديگران .