نقل كرده كه پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) فرمود :
قد كان فى الامم ناس محدّثون فان يكن فى امّتى فعمر قطعا
قطعا در امتهاى قبل مردانى بودند كه با آنها سخن گفته مىشد . اگر در ميان امتم كسى باشد او عمر است .
همچنين اهل تسنن اين مقام را در كتابهاى خود براى عمران بن حصين خزاعى متوفى 52 و ابو المعالى صالح متوفى 427 و ابى يحيى زكريا ابن يحيى ناقد متوفى 285 و ديگران نقل كردهاند . ( استيعاب 2 / 455 ، الاصابه 3 / 26 ، صفوه الصفوه 2 / 28 ، المنتظم 9 / 136 ، البدايه و النهايه 12 / 163 )
به عنوان نمونه خطيب بغدادى در تاريخ بغداد ( 8 / 362 ) و ابن جوزى در صفوه الصفوه جلد دوّم از ابى يحيى زكريا ابن يحيى ناقد متوفى 285 نقل كردهاند كه گفته از خدا با چهارهزار ختم قرآن حوريهاى خريدم هنگامى كه در ختم آخر بودم خطابى از حوريهاى شنيدم كه مى گفت : تو به عهدت وفا كردى و اينك من همانم كه خريدى .
406 - در سه مورد خدا با عمر موافقت كرد !
در ادامه مبحث محدّث علّامه امينى از ابو جعفر طحاوى در مشكل الاثار ( 2 / 257 ) آورده كه گويد : از أنس بن مالك نقل شده عمر گفت : در سه مورد خدا با من و يا من با خدا موافقت كردم .
1 - گفتم اى كاش رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) مقام ابراهيم را مصلّى قرار مىداد آيه
« وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهِيمَ مُصَلًّى »
نازل شد .
2 - گفتم : اى رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) افراد خوب و بد بر زنان شما وارد مىشوند خوب است دستور دهى خود را بپوشانند پس از چندى آيه حجاب نازل شد .
3 - زنان پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) به او اظهار غيرت مىكردند ، گفتم : اميد است خدايم چنان طلاقتان دهد كه زنهايى بهتر نصيبش فرمايد آيه نازل شد .
علّامه امينى سپس مىفرمايد : اگر اينگونه مطالب الهام باشد ( يكى از معانى محدّث ) بايد