روز در منابع اهل تسنن آمده است و در نكته قبلى خلاصه آن گذشت دو مطلب را خاطرنشان اولا : اينها كه گفته شد جز افسانه و بيهودهگويى پيشينيان نيست كه دستهاى اوهام آنها را نوشته است .
ثانيا : با آنكه همه اينها در مقابل چشمهاى ابن تيميه و پيروانش بوده است هيچكدام كوچكترين اعتراضى نكردهاند با اينكه جاى اين مطالب كتابهاى افسانه است نه كتابهاى علمى ، با اين حال در مقابل اين خرافات سر تعظيم فرود آورده و در كتابهايشان آوردهاند . ولى ابن تيميه اگر مى دانست كه دقت كامل دراينباره چهره واقعى اين شرمندگى را براى آيندگان آشكار مىسازد هرآينه در مقابل نماز ( هزار ركعت در شبانهروز ) امير المومنين و امام حسين و امام سجاد ( عليهم السّلام ) سكوت مىكرد و دچار ننگوعار نمىگشت .
فصل سوم محدّث در اسلام
404 - اتفاق مسلمين بر وجود محدّث در اسلام و معنى آن :
علّامه امينى ضمن يادآورى اينكه همه مسلمين اتفاق دارند مانند امتهاى گذشته در مسلمين عدّه اى به مقام محدّث بودن رسيدند معنى آنرا از ديدگاه شيعه و سنى بررسى مىكند كه محدّث بودن مقامى غير از مقام نبوت است و هركس به اين مقام برسد فرشتگان با او سخن مىگويند يا به او الهام مىشود يا حقيقت بر زبانش جارى مىشود يا به حكمت باطنى سخن مىگويد يا بدلش حقايق وارد مىشود .
405 - نصوص اهل سنّت دربارهء محدّث در اسلام
علّامه امينى از صحيح بخارى ( 2 / 113 ) ، مسلم در صحيحش در باب فضائل عمر ، ابن جوزى در صفوه الصفوه ( 15 / 104 ) ، ابو جعفر طحاوى در مشگل الاثار ( 2 / 257 ) از ابو هريره و عايشه و . . .