اولى بالمؤمنين من انفسهم و . . .
و ابن اثير در اسد الغابه ( 308 ) حديث غدير را از قول عبد اللّه بن العلا آورده كه وقتى حديث غدير را بيان كرد به زهرى گفت : اين حديث را در شام نقل نكن و ابن عقده در كتاب الولايه از سعيد بن مسيب آورده كه قال قلت لسعد ابن ابى وقاص انّى اريد ان اسالك عن شىء و انّى اتقيك قال سل عمّا بدالك فانّما انا عمّك به سعد ابن ابى وقاص گفتم : مىخواهم چيزى از تو بپرسم ولى مىترسم ، گفت : هرچه خواهى بپرس من پسر عموى توأم . اينها قراينى است كه از معنى مولى در حديث غدير خم چيزى بذهن داشتهاند كه هركسى را ايمن نمىدانستهاند و مى ترسيدند در بيان آن بخاطر آزار ديدن و قطعا امامت و رهبرى را از معنى مولى فهميدهاند .
قرينه پانزدهم : كما مرّ فى مناشدة امير المؤمنين ( عليه السّلام ) يوم الرّحبة بعد ان آلت اليه الخلافة ردّا على من نازعه فيها .
احتجاج حضرت على ( ع ) در زمان خلافتش ( كه عدهاى با او مخالفت كردند ) به حديث غدير خم و خاموش شدن مخالفان او آيا اگر معنى مولى نصرت و حب فرض شود و ملازمه با او اولويت نداشته باشد آيا جاى استشهاد حضرت به حديث غدير بوده است ؟
قرينه شانزدهم : چنان كه گذشت ( نكته 29 ) به نقل احمد حنبل گروهى صحرانشين كه صورتهايشان را پوشانده بودند بر حضرت على ( ع ) در كوفه وارد شده و گفتند : السّلام عليك يا مولانا حضرت پرسيد چگونه من مولاى شما هستم و شما قومى صحرانشين هستيد ؟
قالوا سمعنا رسول اللّه من كنت مولاه فهذا علىّ مولاه و اين سوال حضرت جهت كشف حقيقت براى حاضران بود بهخاطر همان ولايت و رهبرى نه نصرت و محبت كه يك امر همگانى بين همه مسلمين است .
قرينه هفدهم : همانگونه كه گذشت ( نكته 29 ) حضرت على ( ع ) افراديكه در غدير خم حاضر بودند و شهادت ندادند را نفرين نمود و دچار برص و كورى شدند آيا هيچ اهل تحقيقى روا مىبيند كه احتمال داده شود اين گرفتاريها و سختگيريهاى حضرت بر آنها بهخاطر خوددارى بر كتمان مولى به معنى دوستى و يارى باشد كه براى همه مسلمين عموميت دارد ؟
خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 143
مساهمون: رضا معراجي
ص١٤٣