كردم مردم مرا تكذيب مىكنند پس خدا مرا وعيد داد كه ( هرطور شده ) ابلاغ كنم و يا مرا عذاب مىكند . قرينهاى است محكم كه ولايت مقام منيعى بوده و بسيارى تحمل قبول آن را نداشتهاند نه دوستى و نصرتى كه براى مؤمنين نسبت به يكديگر هم هست .
قرينه پنجم : فرمايش پيامبر ( ص ) در ادامه كه اللّه اكبر على اكمال الدّين و اتمام النّعمة و رضى الرّب برسالتى و الولاية لعلىّ بن ابيطالب كه در لفظ نقل حموينى و . . . آمده است آيا جز با امامتى كه تكميلكنندهء رسالت است چيز ديگرى مىتواند باشد ؟
قرينه ششم : فرمايش پيامبر ( ص ) كه كانّى دعيت فاجبت : گوئى براى رفتنم به آخرت خوانده شدهام و قبول كردم ( از بين شما بروم ) آيا مىتواند جز ولايت و رهبرى امت بعد از حضرت باشد ؟ كه پيامبر ( ص ) خوف دارد قبل از آنكه ابلاغ كند مرگش برسد .
قرينه هفتم : فرمايش پيامبر ( ص ) بعد از بيان ولايت على ( عليه السّلام ) كه فرمود : هنّئونى ان اللّه خصّنى بالنبوّة و خصّ اهل بيتى بالامامة و 3 شبانهروز مردم را براى مراسم تهنيت نگه دارد و شيخين بگويند در تهنيت خود به على ( ع ) اصبحت و امسيت مولى . . . قرينه است كه منظور از ولى همان اولى و سزاوارتر از خودشان است .
قرينه هشتم : فرمايش پيامبر كه فرمود : فليبلغ الشّاهد الغائب كه مسلما منظور محبت و نصرتى كه هرمؤمنى بايد به مؤمن ديگر داشته باشد نيست بلكه امامت على ( ع ) بود كه بايد قبائلى كه نبودهاند توسط حاضران مطلع شوند .
قرينه نهم : فرمايش پيامبر ( ص ) اللّه اكبر على اكمال الدّين و اتمام النّعمة و رضى الرّب برسالتى و الولاية لعلىّ من بعدى كه لفظ ( من بعدى ) بعد از من كه راويان مختلف نقل نمودهاند ( علّامه امينى آنها را برمىشمارد ) خواه بعدى از حيث زمان مراد باشد يا از حيث رتبه امكان ندارد غير از الويت بر خلق از آن استفاده شود .
قرينه دهم : فرمايش پيامبر ( ص ) قال بعد ابلاغ الولايه : اللّهم انت شهيد عليهم انّى قد بلغت و نصحت كه گواه گرفتن خدا براى محبت و نصرت كه بين همه مؤمنين هست و امر جديدى در
خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 141
مساهمون: رضا معراجي
ص١٤١