تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
آيا ولايت آنها از امانتى نيست كه خداوند فرموده است : « ما امانت را بر آسمان‌ها ، زمين و كوه‌ها عرضه كرديم ، همه از پذيرش آن شانه خالى كردند و ابا ورزيدند و از تحمل آن وحشت كردند ولى انسان آن را پذيرفت ؛ اين انسان ( نسبت به خود ) ستمگر و جاهل است . » « 1 » مگرنه اين است كه ولايت آنها همان « سلم » است كه خداوند به داخل شدن در آن امر كرده است ؟ آنجا كه مىفرمايد : « اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد ، همگى در « سلم » ( صلح و آشتى ) درآييد و از گام‌هاى شيطان پيروى مكنيد . » « 2 » مگر ولايت آنها همان نعيم نيست كه خداوند ( در سورهء تكاثر ، آيهء 8 ) فرموده است : « از آن بازخواست مىشويد »
( ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ ) .
« 3 » مگر پيامبر براى رساندن و تبليغ ولايت آنها مأمور نشد ؟ مگرنه اين است كه در اين باره آن‌چنان خداوند بر او سخت گرفت كه شبيه تهديد بود ؟ در آنجا كه فرمود : « اى پيامبر ، آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده ، كاملا برسان و اگر نكنى ، رسالت او را انجام نداده‌اى و خداوند تو را از [ خطرهاى احتمالى ] مردم نگاه مىدارد . » « 4 »
هامش
( 1 ) - احزاب ، آيهء 72 . براى آشنايى با معنى آيه به تفسير صافى و تفسير على بن ابراهيم و آنچه صدوق در اين مورد از امام باقر و امام صادق و امام رضا عليهم السّلام نقل كرده و آنچه علامهء بحرينى در باب 115 كتاب غاية المرام از احاديث اهل تسنن نقل كرده ، مراجعه كنيد . ( 2 ) - بقره ، آيهء 208 ، علامهء بحرينى در باب 224 كتاب غاية المرام ، 12 حديث از احاديث صحيح نقل كرده كه اين آيه در مورد على و ائمه عليهم السّلام از فرزندان اوست و نهى از تبعيت از غير اينها نموده است و در باب 223 گفته است كه اصفهانى اموى از چندين طريق آن را از على نقل كرده است . ( 3 ) - علامهء بحرينى در كتاب غاية المرام ، باب 48 ، سه حديث از طريق اهل سنت نقل نموده كه « نعيم » ، همان نعمت ولايت پيامبر و امير مؤمنان و اهل بيت عليهم السّلام بر مردم است و در باب 49 ، دوازده حديث صحيح از طريق شيعه در اين مورد ذكر كرده است ، مراجعه كنيد . ( 4 ) - مائده ، آيهء 67 . تعداد بسيارى از نويسندگان سنت و اخبار پيامبر صلّى اللّه عليه و سلّم نقل كرده‌اند كه : اين آيه در غدير خم دربارهء على عليه السّلام نازل شده است ، از جمله واحدى در اسباب النزول در سورهء مائده از ابو سعيد خدرى و ثعلبى در تفسير خود از دو طريق ؛ و حموينى شافعى در كتاب فرائد السمطين از طرق متعدد ، از ابو هريره ( به صورت مرفوعه ) و ابو نعيم در كتاب نزول القرآن از دو طريق يكى از ابو رافع و ديگرى از اعمش ، از عطيه و در كتاب غاية المرام ، 9 حديث از طريق اهل سنت و هشت حديث صحيح از طريق شيعه در اين معنى ذكر كرده‌اند