و آنها در علم راسخ هستند كه خداوند دربارهشان فرمود :
« وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا ؛
راسخان در علم مىگويند ايمان آوردهايم . » « 1 »
و نيز بايد بدانيم كه رجال اعراف آنها هستند كه خداوند مىفرمايد : « و بر اعراف مردانى هستند كه همه را از سيمايشان مىشناسند . » « 2 »
و آنها رجال صدق و وفا هستند كه قرآن مىفرمايد : « از مؤمنان مردانى هستند كه به عهد خود با خدا به راستى وفا كردند ؛ گروهى از آنها وظيفهء خود را به پايان رساندند [ شهيد شدند ] و گروهى منتظرند و هيچ تغييرى در آنها راه نيافته است . » « 3 »
هامش
- شافعى ، چنانكه در صواعق نيز آمده ، از امام باقر عليه السّلام نقل كرده كه فرموده است : به خدا سوگند ما هستيم كه محسود واقع شدهايم .
در باب 60 و 61 كتاب غاية المرام 30 حديث صحيح و صريح در اين باره نقل شده است .
( 1 ) - آل عمران ، آيهء 7 . ثقة الاسلام كلينى طبق سند صحيح از امام صادق عليه السّلام نقل كرده كه فرموده : ما قومى هستيم كه خداوند اطاعت ما را بر مردم واجب ساخته ، ما راسخان در علم هستيم و ما محسود واقع شدهايم كه خداوند فرمود : « يا اينكه به مردم به خاطر آنچه خداوند از فضل خود به آنها بخشيده حسد مىورزند » و شيخ آن را در كتاب تهذيب از امام صادق نقل كرده است .
( 2 ) - اعراف ، آيهء 46 . ثعلبى در تفسير خود از ابن عباس در تفسير اين آيه چنين نقل كرده كه : اعراف جاى بلند و مرتفعى از صراط است كه عباس ، حمزه ، على و جعفر طيار ، بر آن نشستهاند ، آنها دوستداران خود را از چهرهء سفيد ، و دشمنان خود را از روى سياه مىشناسند .
حاكم طبق اسناد خود از على عليه السّلام نقل كرده كه ما در رستاخيز بين بهشت و جهنم مىايستيم . كسانى را كه ياريمان كردهاند از سيمايشان مىشناسيم و آنها را وارد بهشت مىكنيم و كسانى را كه با ما دشمنى داشتهاند نيز از صورت مىشناسيم .
و از سلمان فارسى رسيده است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و سلّم به على عليه السّلام فرمود : تو و فرزندانت كه اوصيا هستند ، بر اعراف قرار داريد .
مؤيد آن حديثى است كه دار قطنى ، چنانكه در صواعق ، فصل 2 ، باب 9 نيز آمده ، نقل كرده است كه على به شش نفرى كه خلافت را عمر به شورا ميانشان گذارده بود ، در ضمن سخنى طولانى گفت : « شما را به خدا سوگند مىدهم آيا در ميان شما غير از من كسى هست كه پيامبر به او فرموده باشد : تو در قيامت تقسيمكنندهء بهشت و آتشى ؟ گفتند : خدا مىداند كه نه . »
ابن حجر مىگويد : معنى اين سخن ، حديثى است كه عنتره از امام رضا نقل كرده كه پيامبر به على فرمود :
اى على ! تو تقسيمكنندهء بهشت و آتشى . روز قيامت به آتش مىگويى : « اين يكى از من است و آن يكى از تو . » ابن حجر مىگويد : « ابن سماك نقل كرده كه ابو بكر به على عليه السّلام گفت : از پيامبر شنيدم كه مىفرمود : هيچ كس از صراط نمىگذرد جز آنكه على جواز آن را برايش بنويسد . »
( 3 ) - احزاب ، آيهء 23 . ابن حجر در فصل پنجم ، باب 9 صواعق در آنجا كه دربارهء وفات على عليه السّلام مىنويسد ،