ساخته ، به قبيله و قوم خويش بازگردى ؟
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تبسم نموده ، فرمود : « بل الدّم الدّم و الهدم الهدم ، أنتم منّى و أنا منكم ، أسالم من سالمتم و أحارب من حاربتم ؛ خون در برابر خون ، خرابى در برابر خرابى ، شما از من و من از شما هستم ، با هركس در صلح باشيد ، من هم صلح مىكنم و با هركس در جنگيد ، من نيز مىجنگم . »
آنگاه فرمود : دوازده نفر ، از بين خود انتخاب كنيد تا سرپرست و مسئول قوم خويش باشند ، و آنها نه نفر را از قبيلهء خزرج و سه نفر را از قبيلهء اوس برگزيدند .
عباس بن عباده ، افزود : اى خزرجيان ، مىدانيد بر چه چيز با اين مرد تبعيت مىكنيد ، بر جنگ سرخ و سياه ( هم بر نبرد با شمشير و هم بر تحمل سختىها و مشكلات و گرسنگىها ) . اگر قرار باشد ؛ چنانچه اموالتان از بين رفت و يا اشرافتان كشته شدند ، او را رها سازيد ، از هماكنون قدم جلو نگذاريد كه به دنبال آن رسوايى دنيا و آخرت است ، ولى اگر به آن وفا داريد ، قدم پيش نهيد كه سعادت دنيا و آخرت در آن نهفته است - اين را به اين خاطر گفت كه آنها را استوارتر سازد - .
همه پاسخ دادند : ما آمادهايم ، در اين راه ، مصيبت نابودى اموال ، اشراف و بزرگان خود را تحمل كنيم . آنگاه به پيامبر رو كردند و گفتند : در برابر اين رنجها چه خواهيم داشت ؟
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : بهشت .
گفتند : دستت را بگشا تا بيعت كنيم .
و بدين ترتيب ، بيعت عقبهء دوم پايان يافت و مهمترين فصل براى پيشرفت و گسترش اسلام آغاز شد . سعد بن عباده نيز در اين جمع بود .
براى آگاهى بيشتر به تاريخ كامل ابن اثير ، جلد دوم ، صفحهء 95 - 100 مراجعه كنيد .
( 26 * ) - يكى از سخنان او در پاسخ فرستادگان براى بيعت با ابو بكر اين بود : « لا و اللّه حتّى أرميكم بما فى كنانتى ، و أخضب سنان رمحى ، و أضرب بسيفى و أقاتلكم بأهل بيتى و من أطاعنى ، و لو اجتمع معكم الجنّ و الانس ما بايعتكم حتّى أعرض على ربّى ؛ نه ، به خدا سوگند با شما بيعت نمىكنم تا آنچه در تركش دارم تمام شود ، تا نيزهام را خونين ساخته و با شمشيرم به پيكرتان بكوبم و خود همراه خاندانم و كسانى كه اطاعتم كنند با شما
المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 534
مساهمون: السيد عبد الحسين شرف الدين
ص٥٣٤