تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 531

مساهمون:

ص٥٣١
( 20 * ) - در كتب اهل تسنن ، از قبيل الجرح و التعديل ابن ابى حاتم ، « ابن الورد » است . ( 21 * ) - منظور از ناكثين ( پيمان شكنان ) ، كسانى هستند كه بيعت خود را با على شكستند و به بصره آمده ، جنگ جمل را به راه انداختند . سركردهء اين گروه طلحه ، زبير و عايشه بودند . و مراد از قاسطين ( ستم‌گران ) ، معاويه و طرفداران او هستند كه بر ضد امام بر حق بپاخاستند و نبرد صفين را به راه انداختند . و مارقين ( خارج شوندگان ) ، همان خوارج هستند كه به سرعت ، على عليه السّلام را رها كردند و در برابر او ، به مبارزه برخاستند . ( 22 * ) - « ابوا » از ريشهء « ابو » گرفته شده و در اصل ، به معناى تربيت و تغذيه است . گفته مىشود : « أبوت الشّيئ أبوه أبوا اذا غذوته و بذلك سمّى الأب أبا » ( مقائيس اللغه ) . زمانى مىگوييم : ابوت الشىء كه آن را غذا داده باشيم . به همين جهت به پدر ، اب ، گفته مىشود ؛ چون تغذيه و تربيت كودك را به عهده دارد . بنابراين پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و على عليه السّلام كه همواره تربيت و سرپرستى امت را به عهده داشته‌اند و آنها را از نظر فكرى و روحى ، تغذيه مىكردند ، پدر امت محسوب مىشوند . ( 23 * ) - « محجّلين » جمع « محجّل » است و به اسبى گفته مىشود كه پيشانى و دست و پايش سفيد باشد . اين نوع اسب‌ها در بين گله اسبان مشخص هستند . مؤمنان نيز در رستاخيز ، به خاطر نورى كه پيش رويشان را روشن مىسازد ، در بين مردم محشر و رستاخيز ، معروف و مشخص‌اند ، و على عليه السّلام رهبر ، پيشوا و قائد آنان مىباشد . ( 24 * ) - « حافظ » در اصطلاح برادران اهل تسنن به كسى گفته مىشود كه يكصد هزار حديث ، هم متن و هم سند آن را حفظ باشد . « حجت » به كسى گفته مىشود كه سيصد هزار حديث را با متن و سند حفظ باشد و به احوال راويان آنها ، از نظر جرح و تعديل و تاريخ ، آگاه باشد . « حاكم » به شخصى مىگويند كه به تمام احاديث و به احوال روات و جرح و تعديل و تاريخ آنها آگاه باشد . « محدث » ، « شيخ » و « امام » به استاد كامل اطلاق مىگردد .