نامهء هشتاد و هفتم 9 / ربيع الاول / 1330
عذر و مناقشه دربارهء اين واقعه .
شايد آن حضرت هنگامى كه فرمان احضار دوات و كاغذ را داد ، نمىخواسته چيزى بنويسد ، بلكه منظورش امتحان آنها بوده است ؛ آيا فكر آنها رشد و ترقى كرده است تا بدانند كه او همهچيز را فرموده ، يا نه ؟ و خداوند عمر را هدايت كرده ، او به اين نكته متوجه شد ( كه همهچيز در كتاب خدا آمده ) . اما ديگر صحابه به آن پى نبردند ، لذا آنها را از آوردن دوات و كاغذ منع كرد .
بنابراين بايد ممانعت او را از جملهء موافقتهايش با خداوند تعالى دانست ، و از كرامات وى به شمار آورد .
بعضى از اعلام ، اينگونه به آن اشكال ، پاسخ دادهاند .
اما انصاف اين است كه جمله « لا تضلّو بعده ؛ پس از آن ، هرگز گمراه نشويد » اين توجيه را امضا نمىكند ؛ زيرا اين جمله جواب دوم فعل امر ( بياوريد ) است .
بر اين اساس ، معناى حديث چنين است : اگر دوات و كاغذ آورديد و آن را براى شما نوشتم ، هرگز گمراه نمىشويد .
پوشيده نيست كه گفتن چنين مطلبى صرفا براى امتحان ، خود نوعى دروغ واضح است كه بايد پيامبران را از آن منزه دانست ، خصوصا در جايى كه نياوردن ، از آوردن بهتر باشد ( و موافق با خدا ) .