شما هرگاه در اين گفتهء پيامبر ؛ « ايتونى أكتب لكم كتابا لن تضلّوا بعده ؛ برايم ( كاغذ و دواتى ) بياوريد تا برايتان مطلبى بنويسم كه پس از آن ، هرگز گمراه نشويد » و در فرمودهء او در حديث ثقلين دقت كنيد كه فرموده : « إنّى تارك فيكم ما إن تمسّكتم به لن تضلّوا كتاب اللّه و عترتى أهل بيتى ؛ من در بين شما چيزى مىگذارم كه اگر به آن تمسك جوييد ، هرگز گمراه نمىشويد ؛ كتاب خدا و عترتم ، اهل بيتم » مىيابيد كه اين دو حديث يك هدف دارد : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در همان حال بيماريش مىخواسته است تفصيل آنچه در حديث ثقلين بر آنها واجب كرده ، بنويسد .
[ 2 - علت عدول پيامبر از آنچه آنها را بدان امر كرده بود ؟ ]
2 - اما چرا آن حضرت از نوشتن صرفنظر فرمود ؟ به اين دليل بود كه پس از صدور آن سخن از آنان ، وى ناچار شد صرفنظر كند ؛ زيرا با آنچنان سخنى براى نوشته ، اثرى جز فتنه و اختلاف پس از وى باقى نمىماند ، در اين باره به نزاع پرداخته مىشد ؛ بحث و گفتوگو درمىگرفت كه آيا آن حضرت در اين نوشتهاش - العياذ باللّه - هذيان ، و مطلبى دور از عقل گفته ، يا نه ؟ همانگونه كه اختلاف كردند و اين سخنان ناروا را پيش چشمش گفتند . در آن روز ، بيش از اين براى آن حضرت چارهاى نبود جز اينكه بفرمايد : از كنارم برخيزيد ، و اگر در نوشتن اصرار مىفرمود ، آنها نيز بر اينكه وى هذيان مىگويد پافشارى مىكردند و طرفداران آنها در اثبات ديوانه شدن پيامبر در آخر عمرش ( نعوذ باللّه ) ، سخت به تلاش مىافتادند ؛ كتابهايى مىنوشتند و طومارهايى را در ردّ نوشتهء پيامبر و ردّ كسى كه به آن احتجاج و استدلال كند ، مىنگاشتند .
به اين دليل ، حكمت بالغهء آن حضرت چنين اقتضا كرد كه از نوشتن صرفنظر كند تا اين مخالفان و اولياى آنها بابى را در طعن بر نبوت نگشايند - نعوذ باللّه و به نستجير - .
همچنين پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىديد كه على عليه السّلام و دوستانش ( و كسانى كه قلبى پاك دارند ) در برابر مضمون آن نوشته خاضعند ، چه بنويسد و چه ننويسد ، ديگران هم به آن عمل نمىكنند و آن را معتبر نمىشمارند . بنابراين در چنين وضعى ، حكمت ، ننوشتن را اقتضا مىكرد ؛ زيرا پس از معارضه و اختلاف ، اثرى جز فتنه نمىتوانست داشته باشد . اين حقيقت بر كسى پوشيده نيست .
و السّلام
ش