تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
در پاسخ مىگوييم : اگر اين سخن درست باشد ، تنها بر اين دلالت مىكند كه نوشتن آن بر پيامبر واجب نبوده است و اين ، با وجوب آوردن دوات و كاغذ بر آنان ، منافات ندارد ؛ چه اين‌كه اصل در امر اين است كه بر مأمور واجب است ، نه بر امركننده ، خصوصا اگر فايدهء امر تنها به مأمور برسد . در اين‌جا هم بحث دربارهء وجوب بر آن افراد است ، نه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله . به علاوه ، ممكن است بر او نيز واجب بوده اما با عدم امتثال و گفتن اين‌كه « هذيان مىگويد » ، وجوب آن ساقط شده است ؛ زيرا در اين صورت ، بر نوشته جز فتنه ، چنان‌كه گفته شد ، اثرى بار نمىشد . بعضى نيز چنين اعتذار جسته‌اند : عمر از اين حديث نفهميد كه اين نوشته سبب حفظ همهء افراد امت از ضلال و گمراهى مىشود ، به طورى كه پس از آن احدى گمراه نمىشود ، بلكه از جملهء « لا تضلّوا ؛ گمراه نشويد » ، چنين فهميد كه : شما ، همهء امت ، از خرد و درشت ، بر گمراهى اجتماع نخواهيد كرد و گمراهى به تمام نفرات شما سرايت نخواهد كرد . درحالىكه عمر مىدانست ؛ اجتماع آنها بر گمراهى ، هرگز امكان‌پذير نيست . لذا بر نوشتن اثرى نديد ، بلكه گمان كرد ؛ پيامبر بر اثر محبت ، رحم و عطوفتى كه به امت دارد ، مىخواهد احتياط كامل را در نيفتادن آنها به گمراهى مراعات كند . به اين دليل ، آن سخن را در برابر فرمان رسول خدا گفت ، يعنى طبق نظر خودش ، روى اين اصل ، امر بر وجوب دلالت ندارد ، بلكه فقط امرى است از روى رأفت و عطوفت . اين بود تمام چيزهايى كه در اعتذار از اين جريان گفته شده است . اما كسى كه به دقت در اين حديث بنگرد ، جزم پيدا خواهد كرد كه اينها ، همه از حقيقت به دور است ؛ زيرا جملهء « لا تضلّوا ؛ گمراه نشويد » چنان‌كه گفتيم ، وجوب را مىرساند و ناراحت شدن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دليل اين است كه آنها امر واجبى را ترك كرده‌اند . پس بهتر اين است كه ، در پاسخ ، گفته شود : اين يك واقعهء خاص است ، همچون سخنى كه ناگهان از دهان مىپرد يا كارى كه ، به‌ندرت ، از كسى سر مىزند . جريانى كه بر خلاف روش و سيرهء آنها در زندگى بوده است و ما وجه صحت آن را به صورت تفصيلى نمىدانيم . و خداوند هدايت‌كننده به راه راست است . و السّلام س
المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 427 | السيد عبد الحسين شرف الدين