اوست « 1 » و تنها فرد مورد نجوايش . « 2 » ولىّ اوست « 3 » و وصيّش ، « 4 » باب مدينهء علم وى « 5 » و در خانهء حكمتش ، « 6 » باب حطّهء اين امت است « 7 » و امان و كشتى نجات آن ، « 8 » اطاعت از او همچون اطاعت از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بر امت فرض و واجب است و نافرمانى از او معصيت و گناه كبيره است ، همچون نافرمانى از پيامبر . « 9 » متابعت از او چون متابعت از پيامبر و مفارقت و
هامش
- حديث ، آن را صحيح شمردهاند ، مىگويد : پيامبر فرموده است : « اما تو اى على ، برادر و پدر فرزندان من هستى ، از من هستى و منسوب به من خواهى بود » و نصوص صريح فراوان ديگرى كه در اين زمينه آمده است .
( 1 ) - از ميان احاديث و نصوصى كه دربارهء وزارت او آمده است ، اين حديث تو را كفايت مىكند : « أنت منّى بمنزلة هارون من موسى » چنانكه در نامهء 26 و غير آن ، آن را روشن ساختيم .
و همچنين حديث انذار در يوم الدار كه فرمود : « ايكم يوازرنى على أمرى هذا ؟ فقال علىّ أنا يا رسول اللّه أكون وزيرك عليه . . . » كه در نامهء 20 آن را آوردهايم و خداى رحمت كند امام بوصيرى را كه در اشعار خود مىگويد :و وزير بن عمه فى المعالى * و من الأهل تسعد الوزراء« او وزير پسر عمويش در مقامهاى بلند است و از خاندان ، وزيران ارتقا مىيابند . »لم يزده كشف الغطاء يقينا * بل هو الشمس ما عليه غطاء« كنار رفتن پردهها بر يقين او نيافزايد ، نه ، او خورشيدى است كه بر او پرده نيست . »
( 2 ) - امت اسلام اتفاق و اجماع دارد كه در كتاب خدا آيهاى است كه غير از على عليه السّلام كسى به آن عمل نكرده و پس از او نيز تا قيامت كسى به آن عمل نمىكند . اين آيه ، آيهء نجوى در سورهء مجادله است ، در اين مطلب دوست و دشمن متفقند . و در اين باره روايات و نصوص صريحى كه طبق شرط بخارى و مسلم نيز صحيح هستند ، رسيده است . از اين احاديث ، نيك و بد امت اطلاع دارد ، كه كافى است براى اطلاع ، به آنچه حاكم در صفحهء 482 مستدرك ، جزء دوم و ذهبى در تلخيص در همان صفحه آوردهاند ، مراجعه شود .
براى روشنتر شدن تفسير اين آيه ، به تفسير ثعلبى ، طبرى ، سيوطى ، زمخشرى رازى و ديگران مراجعه كنيد و به زودى در نامهء 74 ، حديث ام سلمه و عبد اللّه بن عمر در مورد نجوى پيامبر و على هنگام وفات آن حضرت و روز طائف آگاه خواهى شد . در آنجا خواهى ديد كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و سلم در آنروز فرمود : من على را به عنوان طرف نجوا انتخاب نكردهام ، بلكه خداوند او را برگزيده است و نيز بر نجواى آنها در بعضى از موارد مربوط به عايشه آگاهى خواهى يافت ( دقت كنيد ) .
( 3 ) - در اينكه على عليه السّلام ولىّ اوست ، حديث ابن عباس از پيامبر صلّى اللّه عليه و سلم كافى است كه در نامهء 26 گذشت . در آنجا آمده بود كه به على فرمود : « أنت وليّى فى الدّنيا و الآخرة ؛ تو در دنيا و آخرت ولىّ منى » به علاوه ، اين از ضروريات اسلام است ، نياز به استقصا و جمع احاديث آن نيست .
( 4 ) - نصوص وصايت كه در نامهء 68 گذشت ، در اين زمينه كفايت مىكند .
( 5 ) - به حديث 9 ، نامهء 48 و توضيحات داده شده ، مراجعه كنيد .
( 6 ) - به حديث 10 ، نامهء 48 مراجعه شود .
( 7 ) - به حديث 14 ، نامهء 48 مراجعه شود .
( 8 ) - چنانكه روايات نقل شده در نامهء 8 گوياى آن است .
( 9 ) - به حكم حديث 16 در نامهء 48 و غير آن .