تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١

نامهء هفتادم 11 / صفر / 1330

1 - وصيت را نمىتوان انكار نمود ؛ 2 - علت انكار وصيت ؛ 3 - روايات مورد استدلال منكران ، حجت نيست ؛ 4 - عقل و وجدان به وصايت حكم مىكنند .

[ 1 - وصيت را نمىتوان انكار نمود ؛ ]

1 - وصيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نسبت به على را نمىتوان انكار كرد ؛ زيرا - پس از آن‌كه او را وارث علم و حكمت خود گردانيد « 1 » - به على عليه السّلام وصيت كرد كه او را غسل دهد ، كفن كند ، دفن نمايد ، « 2 » به ديونش وفا كند ، وعده‌هايش را منجز سازد و به انجام برساند .
هامش
( 1 ) - به نامهء 66 مراجعه فرما ، آگاه مىشوى كه علم و حكمت را براى او به ارث گذاشته است . ( 2 ) - ابن سعد در صفحهء 61 ، قسم دوم ، جزء دوم طبقات از على عليه السّلام آورده است : پيامبر صلّى اللّه عليه و سلم وصيت كرد كه غير از من كسى او را غسل ندهد . ابو شيخ و ابن نجار - چنان‌كه در صفحهء 54 ، جزء چهارم كنز العمال آمده است - از على نقل نموده‌اند : پيامبر به من وصيت نمود : « هنگامى كه مردم ، مرا با هفت مشك آب غسل ده . » ابن سعد به هنگام ذكر غسل پيامبر در صفحهء 63 ، قسم 2 ، جزء دوم طبقات ، از عبد الواحد بن ابى عوانه نقل كرده است كه پيامبر در همان بيمارى كه وفات يافت ، فرمود : اى على ، هنگامى كه از دنيا رفتم مرا غسل ده و على گفت : من غسلش دادم ، هر عضوى كه براى غسل مىگرفتم ، خود به همان سو كه مىخواستم مىآمد . حاكم در صفحهء 59 ، جزء سوم مستدرك و ذهبى در تلخيص آن ، از على نقل نموده‌اند - و سند آن را صحيح دانسته‌اند - : من پيامبر را غسل دادم ، ولى آنچه از ميت ديده مىشود ، از او نديدم ، او پاكيزه بود ، هم در حال زندگى و هم مرگ . اين حديث را سعيد بن منصور در سنن خود ، مروزى در جنائز ، ابو داود در مراسيل ، ابن منبع و ابن ابى شيبه در سنن آورده‌اند . اين همان حديث 1094 ، صفحهء 54 ، جزء چهارم كنز العمال است . بيهقى در سنن از عبد اللّه بن حارث آورده است : على عليه السّلام پيامبر را غسل داد ، در حالىكه بر تن پيامبر پيراهنى بود . اين همان حديث
المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 361 | السيد عبد الحسين شرف الدين