تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
نمايد . « 1 » و به امتش وصيت كرد كه او ولىّ امت ، پس از وى خواهد بود ، « 2 » و اين‌كه على عليه السّلام برادر اوست « 3 » و پدر فرزندانش ، « 4 » وزير
هامش
- چهارم مسند از حبشى بن جناده آورده است كه شنيدم رسول خدا صلّى اللّه عليه و سلم مىفرمود : « دين مرا غير از خودم و يا على ادا نمىكند » و ابن مردويه - چنان‌كه در صفحهء 401 ، جزء ششم كنز العمال آمده - از على عليه السّلام نقل نموده است : هنگامى كه آيهء« وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ »نازل شد ، رسول خدا فرمود : « على دينم را ادا و وعده‌هايم را منجز خواهد نمود » و از سعد نقل نموده كه رسول خدا در روز جحفه دست على را گرفت ، خطبه خواند ، حمد و ثناى الهى را به جاى آورد ، سپس فرمود : « أيها الناس من ولىّ شما هستم » گفتند : راست گفتى اى رسول خدا ، سپس دست على را بلند كرده ، گفت : « هذا وليّى و يؤدّى عنّى دينى ؛ اين ولىّ من است و دين مرا ادا مىنمايد » . اين حديث را در اواخر نامهء 54 ملاحظه فرموديد . و عبد الرزاق در جامع خود از معمر قتاده آورده است كه على پس از پيامبر بدهكارىهايى را ادا نمود كه همه وعده‌هاى پيامبر بود و طبق محاسبه به پانصد هزار درهم مىرسيد . به عبد الرزاق گفته شد : آيا پيامبر اين وصيت را به او نموده بود ؟ گفت : شكى ندارم كه پيامبر به على در اين باره وصيت نمود و اگر اين نبود ، نمىگذاردند كه او دينش را ادا كند . كتاب كنز العمال در صفحهء 60 ، جزء چهارم آن را آورده كه همان حديث 1170 مىباشد . ( 1 ) - نصوص فراوان و صريحى رسيده كه پيامبر به على وصيت نمود تا آنچه مورد اختلاف امت است ، پس از وى براى آنها بيان كند . كافى است به حديث 11 و 12 از نامهء 48 و غير از اين دو از آنچه در پيش نقل كرديم و يا به خاطر شهرتش آن را واگذارديم ، رجوع كنيد . ( 2 ) - نامه‌هاى 36 ، 40 ، 54 و 56 اين مطلب را روشن مىسازد . ( 3 ) - اخوت و برادرى بين پيامبر و وصى ، متواتر است . براى اثبات آن كافى است به نامهء 32 و 34 مراجعه كنيد . ( 4 ) - اين‌كه او پدر فرزندانش است ، بالوجدان معلوم است . به على عليه السّلام فرمود : « تو برادر و پدر فرزندان منى و بر سنت من نبرد خواهى كرد . » اين حديث را ابو يعلى در مسندش آورده ، چنان‌كه در صفحهء 404 ، جزء ششم كنز العمال آمده است . و طبق تصريح بوصيرى راويان آن همه موثق هستند . احمد نيز در مناقب آن را ذكر كرده ، چنان‌كه در اواخر فصل دوم ، باب 9 ، صفحهء 75 صواعق محرقه نيز آمده است ، و نيز رسول خدا صلّى اللّه عليه و سلم فرمود : خداوند ذريهء هر پيامبرى را صلب او قرار داده است و ذريهء مرا در صلب على . اين حديث را طبرانى در الكبير از جابر و خطيب در تاريخش از ابن عباس آورده‌اند كه همان حديث 2510 ، صفحهء 152 ، جزء ششم كنز العمال باشد . پيامبر فرمود : « تمام فرزندان زنان به مردان آنها نسبت داده مىشود ، جز فرزندان فاطمه كه وليّشان ، عصبهء آنها ، و پدرشان من هستم . » اين حديث را طبرانى از زهرا عليه السّلام نقل نموده كه همان حديث 22 از احاديثى است كه ابن حجر در فصل دوم ، باب 11 صواعق ، صفحهء 112 ، آورده است . طبرانى آن را از ابن عمر نقل كرده ، چنان‌كه در صفحهء نامبرده از كتاب صواعق موجود است . حاكم مانند اين حديث را در صفحهء 164 ، جزء سوم مستدرك از جابر آورده ، سپس گفته است : اسناد اين حديث صحيح است ، ولى بخارى و مسلم آن را نقل نكرده‌اند . حديثى كه حاكم در مستدرك و ذهبى در تلخيص آورده‌اند و براساس شرط بخارى و مسلم براى پذيرفتن
المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 363 | السيد عبد الحسين شرف الدين