بخارى ، در صحيح ، باز از طرق متعددى نقل كرده كه عايشه همواره مىگفت : « پيامبر روى سينهام و در آغوشم از دنيا رفت » و فراوان افتخار مىكرد و مىگفت : « به سينهام تكيه داده بود كه از دنيا رفت . »
و گاهى مىگفت : « فرشتهء قبض روح بر او نازل گرديد ، در حالىكه سرش روى زانويم بود » ، « 1 » بنابراين اگر وصيتى وجود داشت ، بر او مخفى نمىماند .
در صحيح مسلم ، از عايشه نقل شده است : « رسول خدا نه درهمى باقى گذاشت و نه دينارى ، نه گوسفندى و نه شترى و به هيچ چيز وصيت نكرد . » « 2 »
و در هردو صحيح از طلحة بن مصرف نقل شده است كه از عبد اللّه بن ابى اوفى پرسيدم : آيا پيامبر صلّى اللّه عليه و آله وصيتى نمود ؟
پاسخ داد : نه .
گفتم : چگونه وصيت را بر مردم لازم شمرد ، اما خود او ترك نمود ؟
گفت : به كتاب خداوند وصيت كرد [ ( دربارهء كتاب خدا سفارش كرد . ] « 3 »
اين احاديث ، صحيحتر از رواياتى است كه شما آوردهايد ؛ زيرا اينها در هردو صحيح آمده است در حالىكه ، آنچه شما ذكر كرديد ، چنين نيست . لذا به هنگام تعارض ، اين احاديث مقدمند و مورد اعتماد .
و السّلام
س
هامش
- است ، آنچنانكه به وصيت نرسيده است و تصور هم نمىشود ؛ چگونه ممكن است ، با اينكه او از نزديك شدن اجلش ، قبل از بيماريش خبر داد . آنگاه مريض شد . . .
اين گفته را مطالعه كن ، آن را در نهايت متانت خواهى يافت .
( 1 ) - اين گفته كه : « مات بين حاقنتى و ذاقنتى » و اينكه « مات بين سحرى و نحرى » در باب « مرضه و وفاته صلّى اللّه عليه و سلم » از صحيح بخارى موجود است ، اما جملهء « نزل به و رأسه على فخذى » ، در باب « آخر ما تكلم به » بعد از باب « مرضه و وفاته » ، بلافاصله آمده است .
( 2 ) - به كتاب وصيت ، يا صفحهء 14 ، جزء دوم آن مراجعه فرما كه حديث را خواهى يافت .
( 3 ) - به كتاب وصايا از هردو صحيح مراجعه كنيد ، حديث را خواهيد يافت .