نامهء پنجاه و نهم 28 / محرم / 1330
1 - حق آشكار شد ؛
2 - انحراف از حق با نقشهكشى .
[ 1 - حق آشكار شد ؛ ]
1 - من در ميان پيشينيان و گذشتگان از تو نرملهجهتر ، و از نظر اقامهء دليل ، نيرومندتر نيافتهام . با آن قراينى كه اشاره كردهاى ، حق آشكار و پردهء شك از چهرهء يقين برداشته شد . براى ما هيچ ترديدى نمانده است كه مراد از ولىّ و مولى در حديث غدير ، تنها اولى به تصرف است و اگر مراد ناصر و يا مانند آن بود ، سائل فرود آمدن عذاب را درخواست نمىكرد . روى اين اصل ، نظر و اعتقاد شما در معنى مولى ثابت و مسلّم است .
[ 2 - انحراف از حق با نقشهكشى . ]
2 - اما اى كاش ! شما دربارهء تفسير معنى حديث ، به همان قانع مىشديد كه جماعتى از علما - همچون امام ابن حجر در صواعق و حلبى در سيره - گفتهاند و آن اينكه : على عليه السّلام به امامت اولى است ، اما مراد اين است كه وى در همان زمانى كه مسلمانان با او بيعت كردهاند ، امام است و اولى ، و گرنه لازم مىآيد كه وى با وجود پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نيز امام باشد .
و چون حديث ، به وقت امامت وى اشارهاى ندارد ، لذا منظور اين است : در آن موقع كه بيعت براى وى منعقد شد ، او اولى به تصرف بود . بنابراين تقدم سه نفر ديگر بر او ، با اين روايت منافات ندارد . و به اين ترتيب ، كرامت و احترام سلف صالح ( رضى اللّه عنهم ) حفظ خواهد شد .
و السّلام
س