است .
پس ، همانگونه كه رجوع به كتابى كه حكمش مخالف كتاب خدا باشد جايز نيست ، مراجعه به امام و پيشوايى كه حكمش مخالف حكم امامان عترت باشد ، نيز جايز نيست .
و اين سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله « فإنّهما لن ينقضيا يا لن يفترقا حتّى يردا علىّ الحوض ؛ اين دو از هم جدا نخواهند شد تا در كنار حوض كوثر ، بر من وارد شوند » دليل بر اين است كه :
زمين ، پس از رسول خدا از امام و پيشوايى كه عدل و همسنگ قرآن باشد ، خالى نخواهد شد .
كسى كه در اين حديث تدبر كند ، مىيابد كه از فحواى آن ، انحصار خلافت در ائمهء عترت عليهم السّلام استفاده مىشود . مؤيد اين گفته حديثى است كه امام احمد در مسند « 1 » از زيد بن ثابت از رسول خدا ، چنين نقل نموده است :
« إنّى تارك فيكم خليفتين كتاب اللّه حبل ممدود من السّماء إلى الأرض و عترتى أهل بيتى فإنّهما لن يفترقا حتّى يردا علىّ الحوض ؛ من دو خليفه در بين شما قرار مىدهم ؛ كتاب خدا كه همچون ريسمانى از آسمان به سوى زمين كشيده شده است ، و عترتم ، اهل بيتم ، و آنها از هم جدا نخواهند شد ، تا در كنار حوض بر من وارد گردند . »
و اين بر خلافت امامان عترت عليهم السّلام نص محسوب مىشود . و شما مىدانيد كه نص بر وجوب متابعت از عترت ، نص بر وجوب متابعت از على است ؛ زيرا وى سيّد عترت ، و پيشواى آنان ، بدون چونوچرا ، است .
بنابراين حديث غدير و امثال آن مشتمل است بر نص بر امامت على عليه السّلام ؛ گاهى از اين جهت كه او امام عترت است - كه از ناحيهء خدا و رسول به منزلهء كتاب مىباشند - و گاهى از نظر شخصيت عظيم خودش ، و اينكه او ولىّ هركسى است كه رسول خدا ولىّ اوست .
و السّلام
ش
هامش
( 1 ) - به اول صفحهء 122 ، جزء پنجم مراجعه فرما .