مقدس او قرار بگيرند و در زيارتش مطالبى را كه به عنوان زيارت از بعضى امامان نقل شده است القا كنند . اين عبارات مشتمل است بر شهادت به ويژگيهاى بزرگوارانه و سوابق بزرگ او ، رنجهاى آن حضرت در تأسيس قواعد دين ، خدمت به سيد المرسلين ، و خصايص و فضايل او كه از جمله عهد و وصيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به او و نص روز غدير مىباشد .
اين دأب و رسم شيعه در هر سال است . خطباء و سخنوران آنها در هر زمان و در هر آبادى در اين روز ، حديث غدير را بهطور مسند و يا مرسل مىخوانند . عادت شاعران آنها از قديم و جديد اين است كه در اين روز مدح و ثناى وى را مىسرايند . « 1 »
بنابراين راهى براى تشكيك در تواتر حديث غدير از طريق اهل بيت و شيعيان آنها نيست ؛ زيرا انگيزهء آنها براى حفظ عين الفاظ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و عنايت آنها به ضبط و نگهدارى و نشر آن ، به آخرين مرحله رسيده است .
براى اثبات اين حقيقت كافى است شما به كتب اربعه و ديگر مسانيد شيعه در موارد آن ، مراجعه فرمايى ؛ مواردى كه اسناد و روايات آنها بهطور مرفوع و يا متصل آمده
هامش
( 1 ) - كميت بن زيد شاعر گفته است :و يوم الدوح دوح غدير خم * أبان له الولاية لو أطيعا . . .« و روز كنار درخت ، درخت غدير خم ولايت او را آشكار نمود ، اگر مورد اطاعت قرار مىگرفت . . . . » و ابو تمام در آن شعر جالب و پرمغز خود در ديوانش مىگويد :و يوم الغدير استوضح الحق أهله * بفيحاء ما فيها حجاب و لا ستر« در روز غدير ، اهل حق حق را به روشنى ملاحظه كردند و آن را بدون پرده و حجاب دريافتند . »أقام رسول اللّه يدعوهم بها * ليقربهم عرف و ينآهم ، نكر« رسول خدا آنها را بپاداشت و آنها را دعوت نمود تا آنها را به نيكى نزديك كند و از بدى نهى نمايد . »يمد بضبعيه و يعلم أنه * ولىّ و مولاكم فهل لكم خبر« دست او را گرفت و بلند كرد و اعلام نمود كه او ولىّ و مولاى شماست ، آيا مىدانستيد » ؟يروح و يغدو بالبيان لمعشر * يروح بهم غمر و يغدو بهم غمر« صبحگاهان و شامگاهان همواره به افراد و گروهها با بيان خود اين حقيقت را مىگفت . »فكان له جهر باثبات حقه * و كان لهم فى برهم حقه جهر« او در اثبات حقش سرسخت بود و آنها در سلب اين حق از او سرسخت بودند . »اثم جعلتم حظه حدّ مرهف * من البيض يوما حظ صاحبه القبر« اما حظ و بهرهء او را اين اندازه كم قرار داديد . »