تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
و از عمر ، و از ذى مر ، نقل كرده است . « 1 » ( وى اضافه كرده است ) ابو يعلى از ابو هريره ، و طبرانى از ابن عمر ، و از مالك بن حويرث و از حبش بن جناده ، و از جرير و از سعد بن ابى وقاص و از ابو سعيد خدرى و از انس ، آن را نقل كرده است . و نيز گفته است : بزّار ، از ابن عباس ، و از عماره ، و از بريده نقل نموده است . و از مطالبى كه بر شيوع و انتشار اين حديث دلالت دارد ، روايتى است كه امام احمد در مسند ، « 2 » از رياح بن حارث ، از دو طريق چنين نقل كرده است : گروهى به خدمت على عليه السّلام آمده ، عرض كردند : « السّلام عليك يا مولانا » ! حضرت پرسيد : شما كيستيد ؟ گفتند : از مواليان توييم اى امير مؤمنان . حضرت پرسيد : من چگونه مولاى شمايم با اين‌كه گروهى از عرب هستيد ؟ پاسخ دادند : ما روز غدير خم از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيديم كه فرمود : « من كنت مولاه فانّ هذا مولاه . » رياح مىگويد : وقتى آنها رفتند من آنها را تعقيب كردم و پرسيدم : اينها كيانند ؟ گفتند : عده‌اى از انصارند كه ابو ايوب انصارى در بين آنهاست . و نيز از مطالبى كه بر تواتر آن دلالت دارد ، حديثى است كه ابو اسحاق ثعلبى در تفسير سورهء معارج از تفسير خود با دو سند معتبر آورده است ؛ چون رسول خدا در روز غدير خم مردم را جمع نمود ، دست على عليه السّلام را گرفت و فرمود : « من كنت مولاه فعلىّ مولاه » . اين خبر در همه جا پخش گرديد و به حارث بن نعمان فهرى نيز رسيد . وى نزد رسول خدا آمد ، از ناقه‌اش پياده شد و آن را عقال كرد . سپس رو به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كرده ، گفت : اى محمّد ، به ما امر كردى كه به يگانگى خدا شهادت دهيد ، داديم . گفتى : رسول خدا هستى ، از تو پذيرفتيم .
هامش
( 1 ) - من مىگويم وى از ابن عباس نيز در صفحهء 131 ، جزء اول مسند و از براء در صفحهء 281 ، جزء چهارم مسند نقل نموده است . ( 2 ) - به صفحهء 419 ، جزء پنجم آن مراجعه كن .
المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 317 | السيد عبد الحسين شرف الدين