عبد الرحمن مىگويد : دوازده نفر از كسانى كه در بدر شركت داشتند بپاخاستند . گويا من هماكنون ، به آنها مىنگرم .
گفتند : ما گواهى مىدهيم كه در روز غدير خم از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله چنين شنيديم كه مىگفت :
آيا من بر مؤمنان از خودشان اولى نيستم ؟ و همسرانم مادرانشان نيستند ؟
گفتيم : بلى .
فرمود : « فمن كنت مولاه فعلىّ مولاه أللّهمّ وال من والاه و عاد من عاداه . »
امام احمد از طريق ديگرى در همان صفحه نقل كرده است كه فرمود : « أللّهمّ وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله . »
گفته است : از آن ميان فقط سه نفر برنخاستند ، درحالىكه در غدير خم حضور داشتند ، على بر آنان نفرين فرستاد و گرفتار آن شدند .
هرگاه شما على عليه السّلام و زيد را بر دوازده نفر از اهل بدر اضافه كنى ، كسانى كه در بدر حاضر بودهاند چهارده نفر خواهند شد . كسى كه احاديث وارده در مراسم سوگند رحبه را تتبع كند ، حكمت امير مؤمنان ، در نشر حديث غدير را خواهد يافت .
[ 5 - عنايت حسين . . . ؛ ]
5 - سيّد الشهداء ابا عبد اللّه الحسين عليه السّلام نيز - در عصر معاويه - موقفى دارد كه اين حق را در آن روشن ساخته است . اين موقف ، همچون موقف امير مؤمنان در رحبه است ؛ وى در ايام حج در عرفات مردم را جمع كرد و از جدّ ، پدر ، مادر ، و برادرش ياد نمود . مردم مانند او فرد بليغ و حكيمى را نديده بودند ، آنگونه كه گوشها را بردهء سخن قرار دهد و قلبها و چشمها را در اختيار گيرد . در خطابهاش مباحث لازم را گرد آورد و در اختيار قلبها گذاشت ، مطالب مورد نياز را تتبع و استقصا نمود ، و حق روز غدير را ادا و حساب آن را تسويه كرد . چيزى فرو نگذاشت . اين موقف عظيم اثر خاصى در انتشار حديث غدير و اشتهار آن داشت .
[ 6 - عنايت ائمهء نهگانه . . . ؛ ]
6 - ائمهء نهگانهء عليهم السّلام ديگر ، كه از فرزندان پربركت امام حسين عليه السّلام هستند نيز براى نشر حديث غدير راههايى داشتهاند كه حكمت و درك محسوس ، با تمام حواس مىتواند تو را به سوى آن راهنمايى كند . آنها هر سال روز هجدهم ذى الحجه را عيد اعلام مىكردند و براى تهنيت و تبريك و سرور مىنشستند . در اين روز ، آنها به تمام معنى خوشحال