همه جمع شدند نماز برپا شد و سپس برايشان خطبه خواند و به اعلام نص ولايت على عليه السّلام پرداخت كه گوشهاى از آن را شنيدى و آنچه نشنيدهاى صحيحتر و صريحتر است ، اما همان را هم كه شنيدى كفايت مىكند .
اين واقعه را هر آنكه در آنروز با پيامبر بود دانست و پيام آن را براى ديگران بازگو كرد .
همانگونه كه گفتيم ، اين عده به بيش از صد هزار نفر از بلاد مختلف مىرسيدند . اين است كه مىگوييم سنت خداوند كه تبديلى در آن راه ندارد ، تواتر آن را اقتضا دارد هر چند كه موانعى نيز بر سر راه نقل آن وجود داشته باشد .
به علاوه از ناحيهء ائمهء اهل بيت عليهم السّلام نيز روشهايى به كار گرفته شده است كه انتشار و اشاعهء آن را اقتضا مىكند .
[ 4 - عنايت امير مؤمنان به آن ؛ ]
4 - كافى است به آنچه امير مؤمنان در ايام خلافتش براى اعلام آن بپاخاست ، توجه كنى ؛ در آن هنگام كه مردم را در رحبه » [ يكى از محلههاى كوفه ] جمع كرد ، فرمود :
« سوگند مىدهم آن مسلمانى را كه در روز غدير حضور داشت ، بپاخيزد و آنچه را از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله شنيده است ، شهادت دهد . اما غير از آن كسى كه با چشمانش آن حضرت را ديده و با گوشهايش سخن او را شنيده است ، بپانخيزد . »
سى نفر از صحابه بپاخاستند كه دوازده نفر آنها از مجاهدان بدر بودند ، همه شهادت دادند بر اينكه پيامبر دست على را گرفت و به مردم فرمود : « آيا مىدانيد كه من نسبت به مؤمنان از خودشان اولى هستم ؟ »
گفتند : بلى . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « من كنت مولاه فهذا علىّ مولاه . . . ؛ هركس من مولاى او هستم على مولاى اوست . بار خدايا ، دوست بدار كسى كه على را دوست مىدارد و دشمن دار كسى كه على را دشمن دارد . »
و شما خوب مىدانيد كه توطئه و تبانى سى نفر صحابى ، در كذب و دروغ [ خصوصا در آن شرايط ] از چيزهايى است كه عقل آن را نمىپذيرد .
بنابراين حصول تواتر به صرف شهادت آنها ، قطعى است و هيچگونه ترديدى در آن نيست . اين حديث را هركس در رحبه بوده است ، از آنها شنيده و به خاطر سپرده است .