تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
روشنى صبح منتشر مىگردد و دريا و خشكى را فرا مىگيرد ، « و لن تجد لسنّة اللّه تحويلا ؛ در سنت خداوند تبديل و تحويل نخواهى يافت . »

[ 2 - عنايت خداوند به آن ؛ ]

2 - حديث غدير مشمول عنايت خداوند بزرگ بوده است ؛ زيرا آن را به پيامبرش وحى فرموده و آيه‌اى از قرآن را در مورد آن نازل كرده است تا مسلمانان شب و روز آن را تلاوت كنند ، هم در خلوت و هم در آشكار ، در دعاهايشان و در نمازهايشان ، بر بالاى چوب‌هاى منبر ، و بر فراز مناره‌هاى بلند مساجد و معابدشان . وحى الهى آنجايى است كه مىفرمايد :
« يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ ؛
اى پيامبر ، آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده برسان . و اگر انجام ندهى ، رسالت او را نرسانده‌اى و خداوند تو را از [ گزند ] مردم نگاه مىدارد . » « 1 » پس آن‌گاه كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در آن روز ، با نص بر امامت على عليه السّلام و سپردن عهد خلافت به او ، تبليغ رسالت فرمود ، خداوند اين آيه را نازل كرد :
« الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً
؛ « امروز دينتان را برايتان كامل كردم و نعمتم را بر
هامش
( 1 ) - از نظر شيعه بدون چون‌وچرا اين آيه در مورد ولايت على عليه السّلام در روز غدير خم نازل شده و اخبار ما در اين باره از ناحيهء ائمهء عترت عليهم السّلام متواتر است . اما از طريق غير عترت آنچه را امام واحدى در تفسير اين آيه از سورهء مائده در كتاب اسباب النزول ، صفحهء 150 ، از دو طريق معتبر آورده است شما را كفايت مىكند . وى از عطيه و از ابو سعيد خدرى نقل كرده كه آيهء« يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ »در غدير خم دربارهء على بن ابيطالب نازل گرديده است . من مىگويم : و همين است كه حافظ ابو نعيم در تفسير اين آيه در كتاب نزول القرآن با دو سند نقل نموده است ؛ يكى از آن دو از ابو سعيد و ديگرى از ابو رافع است . امام ابراهيم بن محمّد حموينى شافعى در كتابش الفوائد نيز آن را از طرق متعدد از ابو هريره نقل نموده است . و امام ابو اسحاق ثعلبى در معنى اين آيه در تفسير كبير خود با دو سند معتبر آن را آورده است . و از شواهد اين مطلب اين است كه پيش از نزول اين آيه ، نماز بر پا مىشد ، زكات واجب بود ، روزه تشريع شده بود ، حج واجب بود ، حلال و حرام بيان شده و شريعت منظم و احكام آن مشخص گرديده بود . بنابراين ، چه مطلبى غير از ولايت‌عهدى مانده بود كه مستوجب اين همه تأكيد از ناحيهء خدا بود ، و اصرار بر ابلاغ آن به صورت نوعى تهديد در آمده بود ؟ و چه امرى غير از خلافت بود كه پيامبر از وقوع فتنه در تبليغ آن وحشت داشت و به نگاهدارى خداوند از آزار مردم در اداى آن نياز داشته است ؟
المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 308 | السيد عبد الحسين شرف الدين