نامهء پنجاه و ششم 22 / محرم / 1330
1 - قوانين طبيعى ، تواتر حديث غدير را اقتضا مىكند ؛
2 - عنايت خداوند به آن ؛
3 - عنايت رسول خدا به آن ؛
4 - عنايت امير مؤمنان به آن ؛
5 - عنايت حسين . . . ؛
6 - عنايت ائمهء نهگانه . . . ؛
7 - عنايت شيعه به آن ؛
8 - تواتر نص غدير از طريق اهل سنت .
وجوه احتجاج و استدلالى كه در نامهء بيست و چهارم آورديم ، در اينجا نيز جارى است و شما را كفايت مىكند .
[ 1 - قوانين طبيعى ، تواتر حديث غدير را اقتضا مىكند ؛ ]
1 - به علاوه ، تواتر حديث غدير مطلبى است كه با نواميس طبيعت مطابق است ؛ چرا كه خداوند آن را چنين قرار داده است . همانند تمام وقايع تاريخى بزرگى كه اكثريت يك ملت بر آن قيام مىنمايند و در پيش چشم و گوش هزاران نفر ، انجام مىپذيرد ؛ در پيش چشم هزاران نفرى كه از اماكن مختلف گرد آمدهاند تا خبر آن را به مردم ديگر برسانند .
خصوصا ، اگر اين واقعه مورد علاقه و عنايت آن خاندان و دوستانشان ، در تمام نسلها باشد تا هركجا كه شود ، خبر آن را منتشر مىسازند .
آيا ممكن است چنين جريانى جزو خبرهاى واحد باشد ؟ نه ، هرگز ، بلكه همچون