نامهء چهل و سوم 4 / محرم / 1330
سياق آيات بر اين دلالت مىكند كه منظور از « ولىّ » در اينجا « محبّ » و امثال آن است .
خدا پدرت را جزاى خير دهد . ريشه و محرك ترديد را از بين بردى ، شبهه را نابود ساختى ، و حق محض را آشكارا نشان دادى . ديگر چيزى باقى نمانده است ، مگر اينكه گفته شود : آيه در سياق نهى از اتخاذ ولايت و دوستى كفار است ، يعنى در رديف آياتى است كه مىگويد : كفار را ولىّ و دوست خود نگيريد . شاهد آن آيات قبل و بعد اين آيه است . اين خود قرينه است بر اينكه مراد از ولىّ ، در اين آيه ، نصير ، يا محبّ ، يا صديق و يا امثال آن است ، پاسخ آن چيست ؟ لطفا بيان كنيد .
و السّلام
س