جماعت است - بر اين مرد كه مفرد است ، اطلاق كرده است ، به خاطر نعمتى كه خداوند به آنها عنايت كرد و پيامبرشان را به سلامت داشت .
و نيز در آيهء مباهله ، لفظ ابنا ، نسا و انفس - كه عموم حقيقت هستند - بر حسنين ، فاطمه و على عليهم السّلام بالخصوص اطلاق شدهاند ، اين مطلب اجماعى است . اين كاربرد ، براى تعظيم شأن آنها انجام شده است . نظاير اين استعمالات قابل احصا و جمعآورى نيست . بنابراين اطلاق لفظ جمع بر مفرد ، در صورتى كه نكتهاى اقتضا كند ، جايز است .
[ 3 - آنچه امام طبرى ذكر كرده است ؛ ]
3 - امام طبرسى در مجمع البيان در تفسير اين آيه يادآور شده است : دليل اطلاق لفظ جمع بر امير مؤمنان عليه السّلام ، تفخيم و تعظيم آن حضرت است ؛ چه اينكه اهل لغت جمع را بر مفرد ، به دليل تعظيم و احترام ، اطلاق مىكنند . و اضافه كرده است : اين حقيقت به اندازهاى مشهور است كه به استدلال احتياج ندارد .
[ 4 - گفتهء زمخشرى در اين باره ؛ ]
4 - زمخشرى در تفسير كشّاف نكتهء ديگرى يادآور شده است ، آنجا كه گفته است : اگر بگويى : چگونه مىشود لفظ جمع ، تنها بر على عليه السّلام اطلاق شود ؟ خواهم گفت :
در اينجا كه لفظ به صورت جمع آورده شده - گرچه سبب عمل يك فرد بوده است - به اين دليل كه مردم ، به سوى عملى همچون عمل او ، ترغيب و تشويق شوند ، و آنها نيز به آنچه وى از ناحيهء خدا نايل شده است ، نايل شوند ؛ و براى اين بوده است كه آگاه كند :
واجب است سجيهء مؤمنان به اين مرحله از حرص بر نيكى ، احسان و تفقد به مستمندان برسد ، كه اگر امر لازمى كه نبايد تأخير بيفتد پيش آمد ، گرچه در نماز هستند ، آن را تا پايان نماز تأخير نيندازند .
[ 5 - آنچه من مىگويم . ]
5 - من مىگويم : نزد من نكتهء دقيقتر و لطيفترى است و آن اينكه : استفاده از الفاظ جمع در اين آيه ، بدين سبب است كه اين حقيقت ، از ناحيهء خداوند ، براى عدهء زيادى از مردم ، رحمت و مرحمت است ؛ زيرا بدگويان على ، دشمنان بنى هاشم ، و ساير منافقان ، حسودان و كسانى كه مىخواستند خود پيش بيفتند ، طاقت آن را نداشتند كه اين واقعيت را با صيغهء مفرد بشنوند ؛ چراكه در اين صورت ، جايى براى مشتبه ساختن حقيقت ، و محلى براى به گمراهى انداختن ، وجود نداشت . و در چنين حالتى - به سبب مأيوس شدن آنها از دست يافتن به خواستهء خود ، ممكن بود وضعى از ناحيهء آنان به وجود آيد كه