تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣
يغتاب و لا يتكبّر و لا يقطع الرحم و ليس بواهن و لا فظّ و لا غليظ و لا يسبقه بصره و لا يفضحه بطنه و لا يغلبه فرجه و لا يحسد الناس ، يعيّر و لا يعيّر و لا يسرف ، ينصر المظلوم و يرحم المسكين ، نفسه منه في عنآء و الناس منه في راحة ، لا يرغب في عزّ الدنيا و لا يجزع من ذلّها ، للنّاس همّ قد أقبلوا عليه و له همّ قد شغله ، لا يرى في حكمه نقص و لا في رأيه و هن و لا في دينه ضياع ، يرشد من استشاره و يساعد من ساعده و يكيع عن الخنا و الجهل .

[ الحديث 1532 حقيقة الإيمان و اليقين ]

و فيه أيضا : باب « حقيقة الايمان و اليقين » عن إسحاق بن عمّار قال :
هامش
تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ) و صبر و شكيبائى در سختى و امور دشوار باشد ، و در فتنه و آشوب‌ها داراى وقار است ( و اضطراب و پريشانى در او راه نيابد ) و در امور ناگوار بسيار شكيبا باشد ، و در هنگام گشايش و آسايش بسى سپاسگزار است ، غيبت نميكند و تكبر نميورزد و قطع رحم نمينمايد ( بخويشان خود احسان و مهربانى مىكند ) و در امور دين سست و مسامحه كار نباشد ، و بدخوى و سخت دل و بد گفتار نيست و چشمش بر او سبقت نگيرد ( يعنى مالك چشم خود باشد و به آنچه نظر كردن به آن مباح نيست نگاه نكند ) و شكمش او را رسوا ننمايد ( ميل و رغبت بمأكولات او را در محرمات واقع نسازد ) و عورتش بر او غلبه نكند ( شهوت بر او غالب نشود تا در زنا و امور نامشروع واردش گرداند ) و بمردم حسد نبرد ، سرزنش مىشود و سرزنش نميكند ( دشمنان او را سرزنش مينمايند و او كسى را سرزنش نكند ) و اسراف نميكند ( در زندگانيش اسراف و تبذير نباشد ) مظلوم را يارى كند و به فقير و بينوا ترحم و مهربانى نمايد ، خودش از دست خود در رنج و زحمت است و مردم از صدمه و آزارش در آسايش باشند ( بواسطهء مشقت و زحمت عبادات و كارهاى شخصى خود ، خودش در زحمت است ليكن مردم از شر و آزار و تحمل زحمات وى در آسايش باشند ) در عزت ( ظاهرى و فانى ) دنيا رغبت نكند و از ذلت و خوارى ( در نظر مردم به جهت نداشتن مال و ثروت و مقام ) جزع ننمايد ، براى مردم فكر و مقصودى است كه به آن روى آوردند و براى او نيز مقصود و مطلوبى باشد كه ويرا از توجه به غير آن باز داشته ( مقصود مردم دنيا و مقصد مؤمن آخرت است ) در حكم و قضاوتش نقصى ديده نشود ، و در رأى و عقيده‌اش سستى و ضعفى نباشد ، و در دينش بيهوده و ناروائى نيست ( در عقايد و اعمالش افراط و تفريطى نباشد ) ارشاد و راهنمائى مىكند كسى را كه با او مشورت نمايد ، و مساعدت و يارى مينمايد كسى را كه به او كمك و مساعدت كند ، و از فحش و ناسزا گفتن و نادانى ميترسد و دورى نمايد . ( 1 ) 1532 - و نيز در همان كتاب : باب « حقيقت ايمان و يقين » از اسحاق بن عمار
طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 393 | ميرزا أحمد الآشتياني