تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠

[ الحديث 1527 الذنوب و آثارها ]

و فيه أيضا : في ذلك الباب ( الخصال ) عن حفص ، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام قال : إنّي لأرجو النجاة لهذه الامّة لمن عرف حقّنا منهم إلّا لأحد ثلاثة : صاحب سلطان جائر و صاحب هوى و الفاسق المعلن .

[ الحديث 1528 الشرك الشيطان ]

و فيه أيضا : في ذلك الباب ( الخصال ) عن ابن عميرة ، عن الصادق عليه السّلام قال : من لم يبال ما قال و ما قيل فيه فهو شرك شيطان ، و من لم يبال أن يراه الناس مسيئا فهو شرك شيطان ، و من اغتاب أخاه المؤمن من غير ترة بينهما فهو شرك شيطان ، و من شعف بمحبّة الحرام و شهوة الزّنا فهو شرك شيطان ، ثمّ قال عليه السّلام : إنّ لولد الزّنا علامات : أحدها بغضنا أهل البيت ، و ثانيها : انّه يحنّ إلى الحرام الّذي خلق منه ، و ثالثها : الإستخفاف بالدين ، و رابعها : سوء المحضر للناس ، و لا يسيّء محضر اخوانه إلّا من ولد على غير فراش أبيه أو حملت
هامش
( 1 ) 1527 - و نيز در همان كتاب و باب : از خصال ( شيخ صدوق ره ) از حفص از حضرت صادق ( ع ) روايت شده كه فرمود : همانا من براى آن كسانى از اين امت كه حق ما را بشناسند ( و ما را پيشوايان واجب الاطاعه بدانند ) البته نجات را اميد دارم ، جز كسى كه از يكى از اين سه طائفه باشد : يار و همنشين سلطان و صاحب اقتدارى باشد كه ستمگر است ، و صاحب هوى و هوسى كه از خواهشهاى نفسانى نامشروع پيروى كند ، و گناهكارى كه علنى و آشكارا مرتكب گناه گردد . ( 2 ) 1528 - و نيز در همان كتاب و باب : از خصال از ابن عميره از حضرت صادق ( ع ) روايت شده كه فرمود : كسى كه از آنچه ( از سخنان زشت ) كه ميگويد و آنچه كه در باره‌اش گفته شود باكى نداشته باشد پس او شركت‌شدهء شيطانست ( يعنى شيطان بواسطهء انعقاد نطفه‌اش از مال حرام و يا در حال حيض و مانند آن در انعقاد نطفهء او شركت داشته ) و كسى كه از مردم باك نداشته باشد كه او را گناهكار ببينند و بدانند پس او شركت‌شدهء شيطان باشد . و كسى كه از برادر مؤمن خود غيبت نمايد بدون اينكه ظلم و ستمى در بين ايشان واقع شده باشد پس او شركت‌شدهء شيطان است ، و كسى كه بسبب محبت و دوستى نسبت به آنچه كه حرام است و ميل و رغبت بزنا مشعوف و شاد گردد پس او شركت‌شدهء شيطان باشد سپس حضرت فرمود : همانا براى زنازاده علامت و نشانه‌هائى باشد ، اول آنها عداوت و دشمنى با ما خاندان پيغمبر است ، دومى از آنها آنست كه : او ميل و رغبت دارد به آن حرامى كه از آن خلقت شده ( زنا را دوست ميدارد ) سوم آنها آنست كه : دين را سبك ميشمارد چهارم آنها : ترش‌روئى و بدخوئى نمودن با مردم است ، و روى خود را در برابر برادران دينيش ترش و خوى خويش را بد نگرداند جز كسى كه زنا زاده باشد يا مادرش در حال حيض