مشتهياتها الّتي هى الراحة في ترك الطاعة و اللّذة بالمعصية ، فاذا لم يمنع النفس عن المشتهيات و توغلت فيها تحصل لها ملكة العصيان و تصير راسخة قويّة و تنجرّ إلى زوال نور الايمان .
[ الحديث 1531 المؤمن و علاماته و صفاته ]
و فيه أيضا : باب « المؤمن و علاماته و صفاته » عن أحمد بن محمّد بن خالد ، عن بعض من رواه رفعه إلى أبي عبد اللّه عليه السّلام قال : المؤمن له قوّة في دين و حزم في لين و ايمان في يقين و حرص في فقه و نشاط في هدى و برّ في استقامة و علم في حلم و كيس في رفق و سخاء في حقّ و قصد في غنى و تجمّل في فاقة و عفو في قدرة و طاعة للّه في نصيحة و انتهاء في شهوة و ورع في رغبة و حرص في جهاد و صلوة في شغل و صبر في شدّة و في الهزاهز وقور و في المكاره صبور و في الرخاء شكور و لا
هامش
خود را از شهوات نامشروع باز دارد ، و رنج و زحمت عبادات و طاعات را تحمل نمايد و از لذت معاصى بگذرد ، پس هر گاه انسان نفس خود را از خواستههاى نامشروعش باز ندارد و در شهوات فرو رود براى او عادت به معصيت و نافرمانى حاصل شود و آن ريشه كند و محكم و نيرومند گردد و بزوال نور ايمان منجر شود .مار نفست را بكش از ابتداء * ور نه مارت گردد آخر اژدها
ليك هر كس مور بيند مار خويش * تو ز صاحب دل كن استفسار خويش
مادر بتها بت نفس شما است * ز آنكه آن بت مار و اين بت اژدهاست
عالمى را لقمه كرد و در كشيد * معدهاش نعره زنان هل من مزيد( 1 ) 1531 - و نيز در همان كتاب : باب « مؤمن و علامات و صفاتش » از احمد بن محمد بن خالد از بعض كسانى كه او را روايت كرده مرفوعا از حضرت صادق ( ع ) روايت شده كه فرمود : مؤمن داراى قوت و نيروى در دين ، و متانت و ثبات در امور توأم با نرم خوئى و مدارا ، و ايمان قرين با يقين ، و حرص و شوق در فهم امور و مسائل دين ، و نشاط و رغبت در هدايت و طاعت ، و نيكوكارى توأم با استقامت و پايدارى ، و علم و دانش مقرون بحلم و بردبارى ، و زيركى توأم با مدارا و مهربانى ، و سخاوت در موارد لازم و سزاوار ، و اقتصاد و ميانه روى در حال ثروتمندى و بىنيازى ، و تجمل و زينت در امور زندگى در حالت فقر و نيازمندى ( يعنى بامور زندگانى خود زينت و آرايش ميدهد تا كسى از فقرش آگاه نگردد ) و عفو و گذشت در حال قدرت و توانائى ، و طاعت و عبادت براى خداوند با خلوص نيت ، و نيروى خوددارى از معاصى در حال ميل و اشتياق به آنها و ورع و پرهيزكارى از گناهان در حالت رغبت به آنها ، و حرص و علاقهء بجهاد و جنگ ( با كفار و دشمنان دين و نفس اماره ) و نماز در حال اشتغال ( يعنى امور دنيويه و كسب و تجارت او را از نماز باز ندارد چنانچه خداوند در قرآن فرموده :رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ