[ الحديث 1533 علامات المؤمن و صفاته ]
في المجلّد الخامس عشر من البحار : باب « علامات المؤمن و صفاته » ( أمالي الطوسي ) عن رزين بن أنس قال : سمعت جعفر بن محمّد عليه السّلام يقول : لا يكون المؤمن مؤمنا حتّى يكون كامل العقل ، و لا يكون كامل العقل حتّى يكون فيه عشر خصال : الخير منه مأمول ، و الشرّ منه مأمون ، يستقلّ كثير الخير من نفسه و يستكثر قليل الخير من غيره ، و يستكثر قليل الشرّ من نفسه و يستقلّ كثير الشرّ من غيره ، لا يتبرّم بطلب الحوائج قبله و لا يسأم من طلب العلم عمره ، الذّل أحبّ إليه من العزّ ، و الفقر أحبّ إليه من الغنآء ، حسبه من الدّنيا قوت ، و العاشرة و ما العاشرة ؟ لا يلقى أحدا إلّا قال : هو خير منّي و أتقى ، إنّما النّاس رجلان : رجل خير منه و أتقى ،
هامش
دوزخ و جنات و برزخ در ميان * پيش چشم كافران آرم عيان
وانمايم حوض كوثر را به جوش * كآب بر روشان زند بانگش به گوش
و آن كسان كه تشنه دورش ميزيند * يك بيك را وانمايم تا كيند
مىبسايد دوششان بر دوش من * نعرههاشان ميرسد بر گوش من
كر شد اين گوشم ز بانگ آه آه * و ز حنين و نالهء وا حسرتا
هين بگويم يا فرو بندم نفس * لب گزيدش مصطفى يعنى كه بس
چون كه غيب و غائب و روپوش به * پس دهان بر بند و لب خاموش به
هر كه را اسرار حق آموختند * مهر كردند و دهانش دوختند( 1 ) 1533 - در جلد پانزدهم بحار : باب « علامات مؤمن و صفاتش » از امالى طوسى از رزين بن انس روايت شده كه گفت از حضرت صادق ( ع ) شنيدم كه ميفرمود : مؤمن داراى ايمان ( صحيح و كامل ) نباشد تا آنكه عقل او كامل باشد ، و عقل او كامل نباشد تا آنكه در وى ده خصلت باشد : خير و نيكى از او آرزو شود ( چون احسان بسيار از او ديده شده مردم بخير و نيكيش اميدوارند ) و از شر و بدى او ايمن باشند ، خير و نيكى بسيار خود را اندك و ناچيز ميشمارد ، و نيكى كم ديگران را زياد محسوب ميدارد و شر و بدى اندك خود را بسيار ميداند و شر و بدى ديگران را كم ميشمارد ، بسبب حاجات و نيازمنديهائى كه از وى ميخواهند منزجر نشود ( و بستوه نيايد ) و از طلب علم و دانش در تمامى عمرش ملول و خسته نگردد ، ذلت و خوارى نزد او ( با سلامت دينش ) از عزت و شرافت محبوبتر است ، و فقر و نيازمندى نزد او از ثروت و بينيازى محبوبتر باشد ، از دنيا ( و آنچه در آنست ) براى او به مقدار قوت و سد رمق كافى و بس است ، و دهمين ( از خصلتها ) و چه قدر مهم است دهمى ؟ آنست كه هيچ كس را ملاقات نكند و نبيند جز آنكه ميگويد او از من برتر و بهتر و پرهيزكارتر است ، زيرا مردم دو قسمند : قسمى از او بهتر