بني آدم يغيّرون و لا يغيّرون و أنا اغيّر و لا اغيّر ، فان أبى إلّا قدما قدما في المعاصي شكت الملائكة إلى ربّها و رفعت أجنحتها و قالت يا ربّ ! إنّ عبدك هذا قد اقذرنا ممّا يأتي من الفواحش ما ظهر منها و ما بطن ، قال : فيقول اللّه تعالى لهم : كفّوا عنه أجنحتكم فلو عمل الخطيئة في سواد اللّيل أو في ضوء النهار أو في مفازة أو قعر بحر لأجراها اللّه تعالى على ألسنة الناس ، فاسئلوا اللّه تعالى أن لا يهتك أستاركم .
[ الحديث 1526 الذنوب و آثارها ]
و فيه أيضا : في ذلك الباب ( أمالي الطوسي ) عن إبراهيم بن زياد ، عن الصادق عليه السّلام قال : إنّ اللّه تعالى إذا غضب على امّة ثمّ لم ينزل بها العذاب أغلى أسعارها و قصّر أعمارها و لم تربح تجّارها و لم تغرز أنهارها و لم تزكّ ثمارها و سلّط عليها شرارها و حبس عليها أمطارها .
هامش
زيرا آدمىزاده تغيير داده ميشوند و تغيير نميدهند ، و من تغيير مىدهم و تغيير داده نشوم ( خداوند انسان را از نافرمانى و گناهان بطاعت و فرمانبرداريش تغيير ميدهد و از معاصى حفظ و نگهداريش ميفرمايد و گناهانش مىآمرزد و ميپوشاند ، و گر نه انسان بر هيچ يك اين امور قدرت ندارد ، و چون خداوند متعال از ظلمت ماهيت ، مجرد و محض حقيقت و نور است عروض صفت بر ذات مقدسش محال است ، و بدين جهت هيچ گونه تغييرى در او حاصل نشود ) پس اگر آن بنده از توبه خوددارى نمايد و در معاصى و گناهان فرو رود ، فرشتگان بپروردگار خود شكايت كنند و بالهاى خود را از او بردارند و عرض ميكنند پروردگارا همانا اين بندهات بواسطهء گناهانى كه علنى و آشكارا و در پنهانى بجا مىآورد ما را متنفر و بدحال ساخت ، پس خداى تعالى بايشان ميفرمايد : بالهاى خود را از او برداريد ( عيوب و گناهانش را ديگر نپوشانيد ) پس اگر او در سياهى و تاريكى شب يا در روشنائى روز يا در سايهبان و بيابان يا در قعر دريائى گناهى بجا آورد البته خداى تعالى آن گناه را بر زبانها جارى خواهد ساخت ، پس از خداوند متعال مسألت نمائيد و بخواهيد كه پردههاى شما برداشته نشود .
( 1 ) 1526 - و نيز در همان كتاب و باب : از امالى طوسى از ابراهيم بن زياد از حضرت صادق ( ع ) روايت شده كه فرمود : همانا خداى تعالى چون بر امت و گروهى ( در اثر معاصى و گناهانشان ) غضب فرمايد و برايشان عذاب نازل نفرمايد ، قيمت و بهاء ارزاق و اجناس آنان را گران نمايد و عمرهاى ايشان را كوتاه گرداند و بازرگانان آنان ( از تجارت ) سودمند نشوند و نهرهاى ايشان پر آب نگردد و ميوههاى آنان پاكيزه ( و نيكو و بىعيب ) نشود و اشرارشان بر ايشان مسلط و حكم فرما گردند و باران بر آنان حبس شود و نبارد .