القلم بما هو كائن إلى يوم القيامة ، فلو أنّ الخلق كلّهم جهدوا أن ينفعوك بشيء لم يكتب لك ما قدروا عليه ، و لو جهدوا أن يضرّوك بشيء لم يكتبه اللّه عليك ما قدروا عليه ، فان استطعت أن تعمل للّه عزّ و جلّ بالرّضا و اليقين فافعل ، و إن لم تستطع فانّ في الصّبر على ما تكره خيرا كثيرا ، و إنّ النّصر مع الصّبر و الفرج مع الكرب و
إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً
.
يا أباذر ! إستغن بغنى اللّه يغنك اللّه ، فقلت : و ما هو يا رسول اللّه ؟ قال :
غذاء يوم و عشاء ليلة ، فمن قنع بما رزقه اللّه فهو أغنى النّاس .
يا أباذر ! إنّ اللّه عزّ و جلّ يقول : إنّي لست كلام الحكيم أتقبّل و لكن همّه و هواه ، فان كان همّه و هواه فيما احبّ و ارضي جعلت صمته حمدا لي و
هامش
با عزت و جلال آن را بخواه ، و چون خواستى استعانت بجوئى و طلب يارى نمائى پس از خدا طلب يارى نما كه البته قلم قضا و تقدير الهى به آنچه تا روز قيامت واقع خواهد گرديد جارى گشته ( و ثبت شده ، و امورى كه بوسيلهء دعا يا صدقه و غير آن قابل تغيير باشد نيز در لوح محو و اثبات ثبت گرديده ) پس اگر تمام خلق كوشش نمايند كه بوسيلهء آن چيزى كه براى تو ( تقدير نشده ) و نوشته نگرديده نفع و سودى به تو رسانند قدرت و توانائى بر آن نخواهند داشت ، و اگر كوشش و جديت كنند كه بسبب آنچه كه خداوند براى تو ( مقرر نفرموده و ) ننوشته به تو ضرر و زيانى برسانند قدرت و توانائى بر آن را نيابند ، پس اگر توانستى كه به جهت قرب به خداوند با عزت و جلال ( در بارهء اظهار حق و ياريش و نابود نمودن باطل و امر بمعروف و نهى از فحشاء و منكر ) عمل و كارى كه با خوشنودى و يقين بمقدرات الهى باشد انجام دهى پس چنين كن و آن عمل را بجا آور ، و اگر نتوانستى پس بر امورى كه بر تو دشوار و ناگوار باشد صابر و شكيبا باش ، زيرا در صبر و شكيبائى بر آنچه كه بر تو سخت و ناگوار است خير بسيار ( و اجر و پاداش بىشمار ) باشد ، و البته نصرت و يارى با صبر و شكيبائى ، و گشايش با گرفتارى است ، و همانا با سختى و دشوارى آسايش خواهد بود .
اى ابا ذر ، بوسيلهء بىنيازى از طرف خداوند بىنيازى بجوى تا خدا بىنيازت فرمايد ( ابو ذر گويد ) عرضكردم اى رسول خدا بينيازى از طرف خداوند چه باشد ؟ حضرت فرمود :
غذاى روز و شب است ، پس كسى كه قناعت نمايد به آنچه كه خدا روزى وى ساخته او بىنياز ترين مردم خواهد بود .
اى ابا ذر ، همانا خداوند با عزت و جلال ميفرمايد : من سخنان شخص حكيم و دانشمند را ( كه توأم با خلوص نيت و عمل نباشد ) قبول ننمايم ، بلكه نيت و عزم و ميل او را منظور داشته و قبول نمايم ، پس اگر اراده و عزم و ميل وى در آنچه كه من دوست ميدارم و ميپسندم