و كفنك [ و تجهيزك ] و دفنك .
يا أباذر ! لا تسأل بكفّك شيئا و إن أتاك شىء فاقبله ، ثمّ قال صلّى اللّه عليه و آله لأصحابه :
ألا اخبركم بشراركم ؟ قالوا بلى يا رسول اللّه ، قال : المشّاؤن ! بالنميمة المفرّقون بين الأحبّة الباغون للبرآء العيب .
[ الحديث 1196 في وصيّة رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله لأبي ذر الغفاري رض ]
و فيه أيضا : في ذلك الباب ( الفصل الخامس في وصيّة رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله لأبي ذر الغفاري رض ) و جملة منها أنّه صلّى اللّه عليه و آله قال : يا أباذر ! جعل اللّه جلّ ثناؤه قرّة عيني في الصلاة و حبّب إلىّ الصلاة كما حبّب إلى الجائع الطعام و إلى الظمآن الماء ، و إنّ الجائع إذا أكل شبع و إنّ الظمآن إذا شرب روى و أنا لا أشبع من الصلاة .
يا أباذر ! أيّما رجل تطوّع في يوم و ليلة إثنتي عشرة ركعة سوى المكتوبة كان له حقّا واجبا بيت في الجنّة .
هامش
جماعتى از اهل عراق بواسطهء تو سعادتمند ميگردند كه متصدى غسل و كفن و دفن تو ميشوند ( عثمان و جناب ابى ذر را بربذه تبعيد نمود و چنانچه پيغمبر اكرم ( ص ) خبر دادند مبتلا بغربت و تنهائى گرديد و در همان جا از دنيا رفت و كاروانى از اهل عراق كه عبد اللَّه بن مسعود و مالك اشتر ميان آنها بودند آمده و عده دار غسل و كفن و دفن وى گشتند ) .
( 1 ) اى ابا ذر ، چيزى را بواسطهء ( دراز نمودن ) دست حاجت خود از كسى مخواه و اگر چيزى را بعنوان تحفه و هديه به تو دادند پس آن را بپذير ، سپس حضرت باصحاب خود فرمود : آيا شما را خبر ندهم ببدترين افراد از شما ؟ عرض كردند آرى اى رسول خدا فرمود : كسانى هستند كه به جهت سخنچينى آمد و رفت ميكنند و بدين وسيله بين دوستان جدائى مياندازند و در مقام عيبجوئى نسبت بپاكدامنان بر مىآيند .ميان دو كس جنگ چون آتش است * سخن چين بدبخت هيزم كش است( 2 ) 1196 - و نيز در همان كتاب و باب : فصل پنجم « در سفارش رسول خدا ( ص ) به ابى ذر غفارى » روايت شده و قسمتى از آن سفارش اينست كه آن حضرت ( ص ) فرمود : اى ابا ذر خداوند جل ثناؤه روشنائى چشم مرا در نماز قرار داده است ، و نماز را نزد من محبوب قرار داده همانطور كه غذا براى شخص گرسنه و آب براى شخص تشنه محبوبست ، و همانا گرسنه هر گاه غذائى بخورد سير ميگردد و تشنه هر گاه آبى بياشامد سيراب مىشود ولى من از نماز سير نميشوم .
( 3 ) اى ابا ذر ، هر مردى كه در يك شبانه روز غير از نمازهاى واجب ، دوازده ركعت نماز مستحب بخواند خانهاى در بهشت براى او سزاوار و لازم است .