تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
يا أباذر ! إنّك مادمت في الصلاة فانّك تقرع باب الملك الجبّار و من يكثر قرع باب الملك يفتح له . يا أباذر ! إنّ العبد ليذنب الذنب فيدخل به الجنّة ، فقلت : و كيف ذلك بأبي أنت و امّي يا رسول اللّه ؟ قال : يكون ذلك الذنب نصب عينيه تائبا منه فارّا إلى اللّه عزّ و جلّ حتّى يدخل الجنّة . يا أباذر ! الكيّس من دان نفسه و عمل لما بعد الموت ، و العاجز من اتّبع نفسه و هواها و تمنّى على اللّه عزّ و جلّ الأمانيّ . يا أباذر ! و الّذي نفس محمّد بيده ، لو أنّ الدنيا كانت تعدل عند اللّه جناح بعوضة أو ذباب ما سقى الكافر منها شربة من ماء .
هامش
( 1 ) اى ابا ذر ، مادامى كه در حال نماز هستى البته درب خانهء پادشاه جبار را ( خداوندى كه نقصانها را تكميل و جبران ميفرمايد ) ميكوبى ، و كسى كه درب خانهء پادشاهى را بكوبد ( آن در ) براى او باز مىشود . ( 2 ) اى ابا ذر ، همانا بنده گناهى را مرتكب مىشود پس بواسطهء آن وارد بهشت ميگردد عرض كردم اى رسول خدا پدر و مادرم فداى تو باد چطور همچو چيزى امكان دارد ؟ حضرت فرمود : آن گناه هميشه برابر چشمان او مىباشد ( و هرگز آن را فراموش نميكند ) و در مقام توبه از آن بر مىآيد و بسوى خداى با عزت و جلال فرار مينمايد ( به خداوند و رحمت او پناه ميبرد ) تا آنكه در بهشت داخل شود . ( 3 ) اى ابا ذر ، خردمند و زيرك كسى است كه نفس خود را بعبادت و پرستش خدا خوار و ذليل گرداند و به جهت آنچه پس از مرگ است كار و كوشش نمايد ( طاعات و اعمال نيكى كه موجب آسايش و نعمتهاى الهى در عالم برزخ و آخرت شود انجام دهد ) و عاجز و ناتوان كسى است كه از نفس ( امارهء ) خود و خواستهء آن پيروى كند و از خداوند با عزت و جلال آرزوهاى باطل و بيهوده را تمنى نمايد ( مقامات عاليهء بهشت را بخواهد و شب و روز و عمر خود را بهوس رانى بگذراند ) . ( 4 ) اى ابا ذر ، سوگند به آن كسى كه جان محمد در دست قدرت اوست ، اگر دنيا نزد خداوند با بال پشه و مگسى برابر بود ( و به اين اندازه ارزش داشت خدا ) بكافر شربتى از آب دنيا را نميداد ( كه بياشامد ) .
طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 220 | ميرزا أحمد الآشتياني