يا أباذر ! إنّ الدنيا ملعونة ، ملعون ما فيها الّا ما ابتغى به وجه اللّه ، و ما من شيء أبغض إلى اللّه تعالى من الدنيا ، خلقها ثمّ عرضها فلم ينظر إليها ، و لا ينظر إليها حتّى تقوم الساعة ، و ما من شيء أحبّ إلى اللّه من الايمان به و ترك ما أمر بتركه .
يا أباذر ! إذا رأيت أخاك قد زهد في الدنيا فاستمع منه فانّه يلقّن [ يلقى ] الحكمة ، فقلت : يا رسول اللّه ! و من أزهد الناس ؟ قال صلّى اللّه عليه و آله : من لم ينس المقابر و البلى ، و ترك فضل زينة الدنيا و آثر ما يبقى على ما يفنى و لم يعدّ غدا من أيّامه و عدّ نفسه من [ في ] الموتى .
يا أباذر ! حرث الآخرة العمل الصالح ، و حرث الدنيا المال و البنون .
هامش
( 1 ) اى ابا ذر ، همانا دنيا از رحمت خدا دور است ( عالم جسم و جسمانى پستترين عوالم است ) و آنچه در آنست ( از متاعهاى دنيوى نيز ) از رحمت خدا دور است مگر چيزى كه بوسيلهء آن رضايت و خوشنودى خداوند طلب شود ( و بواسطهء آن سعادت و مقامات عاليهء اخرويه تهيه و آماده گردد كه در اين صورت آن ممدوح مىباشد ) و هيچ چيز نزد خداى تعالى مبغوضتر از دنيا نيست ، آن را آفريد و معرض استفادهء اهل دنيا گردانيد و توجهى به آن ننمود ، و تا روز قيامت بر پا شود به آن توجهى نخواهد فرمود ، و چيزى نزد خداوند محبوبتر از ايمان بذات مقدسش و ترك و واگذاشتن آنچه كه به ترك آن فرمان داده است نميباشد .
( 2 ) اى ابا ذر ، هر گاه برادر ( دينى ) خود را ديدى كه در دنيا زهد ميورزد ( و به دنيا و آلايش آن علاقه و ميل و رغبت ندارد ) پس از او سخنانش را بشنو ( و به گوش هوش خريدار باش ) زيرا او علوم محكمه و دانشهاى الهى را مىآموزد ، عرض كردم اى رسول خدا زاهدترين مردم كيست ؟ فرمود : كسى كه قبرستان و پوسيدن ( بدن خود ) را فراموش نكند و زيادى زينت و آلايش دنيا را واگذارد و آنچه را كه باقى ميماند ( از طاعات كه ثمرات آنها نابودشدنى نيست ) بر آنچه كه فانى ميگردد ( از امور دنيويه ) برگزيند ، و فردا و آينده را از روزهاى ( عمر و زندگى ) خود محسوب ندارد و خود را در زمرهء مردگان شمارد ( از جهت كوشش در عبادت و آماده ساختن توشهء سفر آخرت هر روز را آخر عمر خود پندارد ) .
( 3 ) اى ابا ذر ، زراعت آخرت ، عمل صالح ( و پسنديده و شايسته ) است و زراعت دنيا مال و فرزندانند .