تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
يا عليّ ! إنّ أعتى النّاس على اللّه القاتل غير قاتله و الضارب غير ضاربه . يا عليّ ! من تولّى غير مواليه فقد كفر بما أنزل اللّه عزّ و جلّ . يا عليّ ! إنّي رأيت إسمك مقرونا باسمي في أربعة مواطن فآنست بالنظر إليه : إنّي لمّا بلغت بيت المقدّس في معراجي إلى السماء وجدت على صخرتها « لا إله الّا اللّه محمّد رسول اللّه أيّدته بوزيره و نصرته بوزيره » فقلت لجبرئيل : من وزيرى ؟ فقال : عليّ بن أبيطالب عليه السّلام ، فلمّا انتهيت إلى سدرة المنتهى وجدت مكتوبا عليها : « إنّي أنا اللّه لا إله إلّا أنا وحدي ، محمّد صفوتي من خلقي أيّدته بوزيره و نصرته بوزيره » فقلت لجبرئيل : من وزيرى ؟ فقال : عليّ بن أبي طالب عليه السّلام ، فلمّا جاوزت السدرة إنتهيت إلى عرش ربّ العالمين فوجدت مكتوبا على قوائمه : « أنا اللّه لا إله إلّا أنا وحدي ، محمّد حبيبي أيّدته بوزيره و نصرته بوزيره » .
هامش
( 1 ) يا على ! بتحقيق گردن كش‌ترين مردم نزد خدا كسى است كه شخصى را كه در صدد كشتن او نباشد بكشد و كسى را كه در صدد زدن او نيست بزند . ( 2 ) يا على ! كسى كه پيروى كند غير امامان خود را پس به آنچه خداوند با عزت و جلال نازل فرموده كفر ورزيده است .چون بسى ابليس آدم روى هست * پس بهر دستى نشايد داد دست آنچه تو گنجش تو هم ميكنى * زين تو هم گنج را گم ميكنى( 3 ) يا على ! همانا من نام تو را در چهار موضع قرين و توأم با نام خود ديدم پس بنگاه نمودن به آن انس گرفتم : هنگامى كه در معراج خود به آسمان به بيت المقدس رسيدم يافتم بر سنگى كه در بيت المقدس بود ( مكتوبى را كه نوشته بود ) معبود و سزاوار پرستشى نباشد بجز خداوند ، محمد رسول خداست او را بواسطهء وزيرش كمك و يارى نمودم ، پس بجبرئيل گفتم : كيست وزير من ؟ گفت على بن ابى طالب ، پس وقتى كه بسدرة المنتهى رسيدم ( و آن مقامى است در آسمان كه منتهى اليه اعمال خلق است ) يافتم كه بر آن نوشته شده بود : منم خداوندى كه نيست آفريدگارى غير من در حالى كه يگانه و بيهمتا ميباشم ، محمد برگزيدهء من از خلق و بندگانم مىباشد ، او را بوزيرش كمك و يارى نمودم ، پس بجبرئيل گفتم كيست وزير من ؟ گفت على بن ابى طالب ( ع ) پس زمانى كه گذشتم از سدرة المنتهى رسيدم بعرش خداوند پرورش دهندهء جهانيان ( عوالم غيب و شهود ، گفته‌اند عرش دو قسم است : روحانى و جسمانى ، اما عرش روحانى پس آن را عبارت از علم كمالى ذاتى خداوند كه محيط به ظاهر و نهان موجودات تمام عوالم غيب و شهود است دانسته‌اند ، اما عرش جسمانى پس آن را عبارت از فلك الافلاك كه محيط بفلكى است كه عبارت از كرسى جسمانى است كه فلك البروج باشد و محيط به تمام عوالم جسمانى است ميدانند ) پس يافتم كه نوشته بود بر پايه‌هاى عرش كه منم خداوندى كه نيست خالقى غير من در حالى كه يگانه و بيهمتا ميباشم ، و محمد دوست من است ، او را بوزيرش كمك و يارى نمودم .